زندگی نامه امیر میری مدیر و موسس کلبه آقامیر
نام :امیر معروف به آقامیر نام خانوادگی : میری نام پدر: آقاخان نام مادر : افروز
تاریخ تولد:۱۲/۹/۱۳۵۳
نام همسر : مریم سلیمانپور – عضو کانون زنان کار آفرین کشوری نام فرزند : آریا مرد و چیستا
فعالیت : محیط زیست و گردشگری
تحصیلات: مهندسی آمار و انفورماتیک در سال ۱۳۷۶- کارشناس مدیریت جهانگردی سال ۱۳۹۳
سابقه آموزشی :موسس آموزشگاه کامپیوتر باستان در سال ۱۳۷۹
دارای کارت مربی گری و مدیریت از سازمان آموزش فنی و حرفه ای
علاقمندی : موسیقی – دف و تنبور،تئاتر و سینما ، تاریخ و فرهنگ بومی ،خوراک
سوابق آموزشی :راهنمای اکوتوریست از سال 1389
راهنمای فرهنگی :راهنمای فرهنگی از سال 1393
شاخصه کاری : به عنوان خلاق و ایده پرداز در گردشگری شناخته می شود .
مکانهای ایجاد شده با شعار های آنها :
1- کلبه حقوق بشر آقامیر با شعار بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
2- خانه بامداد رستوران خوراک های بومی و عشایری با شعار پنج مزه ، پنج حس
3- بنکوه عشایری کرخوس با شعار کمک کن زندگی کنم
4- تیمچه دستآفرید با شعار –توانمند سازی زنان برای پاسداشت زمین
در بامداد روز ۱۲ آذر ماه ۱۳۵۳ خورشیدی در کلبه آقامیر چشم به جهان گشود .فرزند آخر یک خانواده ۱۱ نفره دارای ۷ خواهر و یک برادر .
کودکیم را در خیابان کهنه سه راه تیله شیر گزراندم -با دوستان دوران کودکیم که عمدتا از اقوام بودند تا ۷ سالگی در کوچه باغهای سرسبز سپری نموده و در یکم مهر ماه سال ۱۳۶۰ کیف به دست گریه کنان راهی مدرسه شدم .خانم مختاری معلم مهربان کلاس اولم آموختن و نوشتن را به من یاد داد .مدرسه وحید و بعد جعفر پور را تا سال ۶۵ تجربه کردم و در سال ۶۶ راهی مدرسه ابوذر با مدیریت آقای شفیعی شدم یادش بخیر آقای پیشرو .
کودکیم با خاطرات جنگ و جنگ بازی پیوند خورده است . در آن ایام جذاب ترین بازی “جنگ بازی” بود،شب ها به میوه فروشی سر کوچه رفته و در جمع آوری بساطش به آن کمک می کردیم که حاصل این کمک چند هندوانه قرمز آب دار بود . سپس پوست های هندوانه ابزار بازیمان می گردید. در این بین پرتاب پوست هندوانه و تراکندن سر و صورت هم بازیهایمان سر خوشی وصف ناپذیری به دنبال داشت .
و در پایان” تانک بازی” ، نارنجک های پوستی در خیال باورمان به سمت تانک های دشمن پرتاب می گردید که در بیشتر اوقات شیشه های اتوبوس های در حال عبور و غریو و فریاد راننده اتوبوس و هماوردی شاگردش را بدنبال داشت.
در یکی از همین شبها دختری زاپنی چشم بادامی که دستانش را از پشت شیشه اتوبوس برایمان تکان می داد . نظرم را جلب نمود. بدنبال فرهنگ ایرانی راهی ایران، کهن دیار کمین و پاسارگاد شده بود.
و چه خنده های بر لب داشت . دشمن ما را ریشخند می نمود. پس باید تانکش را منفجر می کردیم . “مرگ بر دشمن” نخستین واژه ای بود که بر زبان جاری گشت و نخستین نارنجک درست به مقصد رسید.
پرده های اتوبوس آویزان گشت و دیگر از چهره خندان دختر چشم بادامی خبری نشد.اتوبوس غرشی کرد و شاگرد راننده در آستانه در ظاهر شد.
سیلی سرخ به جای مانده از حسرت فرهنگ بر بیخ گوشم نواخته شد. و کوله ای بر دوش که سالهاست وزنش با سنگینی آخرین نگاه دختر چشم بادامی پیوند خورده ،”دِین هندوانه ای ” بر گرده ام سنگینی می کند.
از کودکی به موسیقی علاقه وافری داشتم تا جایی که نیلبکی با شلنگ آب ساختم و بعد ها در سال ۶۷ اولین درآمد یک ماه کاری خود که عمدتا به کشاورزی می گذشت را هزینه خرید تنبکی از پیرزنی دوره گرد کردم .
هر روز با تنبک زدن موسیقی را با خون و پوستم درک می نمودم تا جایی که پیرمرد همسایمون حاج دهقان به پدرم گفت این پسر جدای از دیگر فرزندانت مالی نمی شود(آینده ای ندارد-تمامی چهار فرزند آخر خانواده دانشگاهی بودند تا جایی که برای اولین بار در سال ۶۴ خواهرم و بعد برادرم دانشگاه شیراز رادر رشته مدیریت و دندانپزشکی تجربه نمودند.)
پس از ورود به دبیرستان ۲۲ بهمن در سال ۶۹ با همکاری دوستان هم مدرسه ای خود گروه تئاتری” مهرگان” را در سعادتشهر راه اندازی نموده و سالن آمفی تئاتر کانون را طراحی و با هزینه های شخصی راه اندازی نمودیم.
.کسب مقام سومی تئاتر در رشته بازیگری از جمله مقامهای استانی است که همراه گروه هنری مهرگان کسب نمودیم.
از سال ۷۲نزد استاد غلامرضا گرگین دف نوازی را آغاز ودر سال ۷۶ نزد استاد جهانبخش رستمی تنبور نوازی را آموختم. در سال ۷۷ گروه موسیقی عندلیب را با سرپرستی استاد غلامرضا گرگین راه اندازی نموده و افتخار نوازندگی در جوار “حضرت حافظ” را دارم.
امیر میری پس از برگزاری کنسرت های متفاوتی به عنوان سرپرست گروه موسیقی دانشگاه در سال ۷۷ مشغول به کار شد.سپس با همکاری دوست واستاد خود جهانبخش رستمی گروه تنبور نوازان گوران را راه اندازی نموده و افتخار نوازندگی در کنسرت های بسیاری را با ایشان دارد.
در سال ۸۱ با همکلاسی خود “مریم سلیمانپور” ازدواج کرده که نتیجه زندگی مشترکشان یک پسر به نام آریامرد به مفهوم مرد آریایی و دختری از جنس ایزد بانوان بنام “چیستا” به مفهوم الهه دانش ، سفر و آگاهی در ایران باستان میباشد . که این اسامی حاصل آگاهی های است که در حوزه گردشگری کسب شده است.با تاسیس شرکت خدمات کامپیوتری آدریان رسما کسب وکار را تجربه نمود تا سال ۸۵ این شرکت توانست با همکاری کادر مربیان آموزشگاه باستان تحولی نو در عرصه کامپیوتر در شهرستانهای پاسارگاد و ارسنجان بوجود آورد تا جایی که پس از گذشت ۵ سال بیش از ۵۰۰۰گواهی نامه فنی و حرفه ای و بیش از ۱۵۰۰ کامپیوتر در این شهرستانها ارائه گردید. خانواده میری را مروج دانش کامپیوتر در پاسارگاد بشمار می آورند. ابتدای دهه ۸۰ با تاسیس آموزشگاه باستان به ترویج علم کامپیوتر پرداخته” ایده سعادتشهر نخستین شهر الکترونیک ایران” را در سال ۸۳ مطرح و زیر ساخت آموزشی آن را ایجاد نمود که متاسفانه پس از تغییر دولت این طرح بکلی از بین رفت.
از سال ۸۳ با خرید یکدستگاه پراید عازم سفر های ایران گردی خود شده تا جایی که ۶ ماه پس از تولد آریا مرد اولین سفر سه تایی خویش را به سمت اردبیل آغاز نمودند.تاکنون سفرهای به زاهدان-اردبیل-ارومیه-سنندج-کرمانشاه- حاشیه خلیج فارس از بندر عباس تا اهواز-گچساران-الیگودرز-خرم آباد-مازندران -گیلان- کردستان ، کرمانشاه و ….داشته اند که ماحصل تجربیات خود بصورت فیلم ، عکس و نوشته موجود می باشد.
فعالیت های هنری در تئاتر و موسیقی در کنار تجربه طبیعت گردی دوران نوجوانی و جوانی برگزاری تور های دانشجویی در سالهای ۷۶ تا ۸۰ را برایم به ارمغان داشت.
از سال ۸۵ با اجرای کمپ نوروزی در کنار پلیس راه سعادتشهر به جد وارد عرصه گردشگری شده و در سال ۸۷ با مرمت خانه پدری تحت عنوان کلبه آقامیر با قدمت بیش ار یک قرن با طرح ایده گردشگری کیهانی فعالیت خویش را آغاز نمودم .
برگزاری تور های رصد طبیعت آسمان شب در پاسارگاد، تخت جمشید و حافظیه با شهرت ملی روبرو شده و برای نخستین بار نوع جدیدی از گردشگری تحت عنوان “اختر گردشگری “یا آستروتوریسم به انواع گردشگری ایران معرفی گردید. در سال ۹۰ با حضور نماینده سازمان جهانی گردشگری UNWTO مورد تقدیر و تشکر و دریافت لوح سپاس مفتخر شدم .امروزه گشت های رصدی در قالب تور گردشگری در سراسر ایران انجام می گیرد و آژانسها و راهنمایان تخصصی در این حوزه اقدام به برگزاری تورهایی تحت همین عنوان می نمایند.و تعدادی با ایجاد این فرصت شغلی به درآمد زایی رسیده اند.
احیاء ارزشهای بومی ، تاکید بر پاسداشت محیط زیست ، ایجاد حس ایرانی زیستن و انتقال آن به مهمانان و آوازه کلبه آقامیر در گستره ملی، ما را با فعالین حوزه گردشگری و محیط زیست کشوری آشنا نمود. هم نشینی و آشنایی با بزرگان محیط زیست کشور در نشستی در کاخ سعد آباد و هتل المپیک با استاد کهرم ، مهندس محمد درویش ، مهندس ضیائی و صاحب نظرانی در عرصه گردشگری همچون دکتر بهشتی ،مهندس کیارش اقتصادی ،مازیار آل داود، آرش نور آقایی و دوستی با ایشان را برایمان به ارمغان داشت.
در سال ۹۱ به اتفاق دوستان و همکاران خود استاندارد اقامتگاه بومگردی را به سازمان میراث فرهنگی و کمیته ملی طبیعت گردی با مدیریت مهندس فیاضی ارائه نمودیم که نشست های مختلفی با اساتید فن در تهران برگزار گردید و در سال ۹۲ بصورت بخش نامه به کل کشور ابلاغ گردید. و اقامتگاههای بوم گردی در مصوبه دولت به عنوان واحد اقامتی در میراث فرهنگی شناخته شد.
حضور در جشنواره ها و همایش مختلف جوائزی را در سطح ملی به همراه داشت . کسب جائزه نخست کشوری در بخش اکوتوریسم در جشنواره عشایر سال ۹۱ و انتخاب کلبه آقامیر به عنوان اقامتگاه برتر کشوری در سال ۹۵ از مطرح ترین این جوائز می باشد.
مطالعه و پژوهش بر روی خوراک های تاریخی ، بومی ، عشایری و محلی وتاکید بر گردشگری خوراک و ایجاد برندی در این نوع گردشگری به پشتوانه تولیدات ارگانیک ودست بافت های روستائی ، شهری و عشایری انجام سایر فعالیت ها ما را بر آن داشت تا با راه اندازی خانه بامداد در ۲۰۰ متری آرامگاه کورش فرصت اشتغالزایی را برای جوامع محلی فراهم کنیم.
ایده کمپین خرسی و تولیدات دست بافت های آن و ایجاد فرصت های شغلی متنوع در جوامع محلیو عشایری به معرفی ۱۶۶ هزار هکتار از مراتع شهرستانهای اقلید ،پاسارگاد و مرودشت به عنوان منطقه شکار ممنوع کوه خرسی انجامید . این کمپین به معرفی فدراسیون کشتی ایران به عنوان حامی خرس قهوه ای پرداخت و مسابقات جهانی کشتی در لاس و گاس در خرداد ماه ۱۳۹۵ با شعار ما “صدای خرس های قهوه ای پاسارگاد هستیم” در جهان طنین انداز گردید.
برگزاری تور های گردشگری عشایر با هدف حفظ محیط زیست و حضور گردشگران در عشایر ضمن پاسداشت تنوع زیستی به احیا ارزشهای بومی و عشایری منطقه پرداخت بطوری که زندگی در سیه چادر ها را که برای همیشه از بین رفته بود را احیا نمود. پوشش و سبک زندگی عشایری که تغییر یافته بود را احیا و حضور گردشگران در مراسم عشایر موجب گردید که مراسمی همچون پشم چینی و عروسیهای عشایر بصورت سنتی و محلی برگزار گردد.
ایده های همچون باغ ایرانی حقوق بشر، فرش سبز یا گرین کارپت ، صندوق توسعه پایدار عشایر ،کارنوال محیط زیست ،شربت خانه آسید ، خانه بامداد رستوران خوراک های بومی و عشایری ، بنکوه گردشگری عشایر کرخوس ،دهکده اختر گردشگری و تیمچه صنایع دستی دستافرید که مقدمات انجام آنها صورت گرفته طرح ها با محوریت گردشگریست در شهر پاسارگاد می باشد.
مهم آنکه ایده های مطرح شده با هدف توسعه پایدار با تکیه بر فرهنگ و احیاء ارزشهای بومی و حفظ محیط زیست انجام می گیرد.و با شعار توانمند سازی زنان برای پاسداشت زمین” پیوند خورده است .
پس از سه دهه فعالیت مستمر در حوزه فرهنگ و تاریخ امیدوارم “دین هندوانه ای” از گرده ام پایین آمده باشد.دیگر سالهاست سنگینش را حس نمی کنم . ولی هر بامداد سنگینی نگاهی در پس پرده های آویزان اتوبوس با لب خندی که به ریشخند نزدیک می شود در گستره نگاهم گم می شود.
کلبه آقامیر طراح و بنیانگذار آستروتوریسم در ایران با قدمتی بیش از 100