تور های برگزار شده شش ماه دوم 1389
استاد پتگر پس از چرخی در فضای اینترنت با وب سایت کلبه آقا میر آشنا شده سپس با تعدادی از همکاران خود راهی پاسارگاد شدند.راس ساعت ۸ استاد با دوتن از دوستان خویش وارد کلبه آقامیر شده مورد استقبال اعضا قرار گرفتند. پس از استراحت کوتاهی سفره شام انداخته همگی بر سر سفره نشسته دیزی میل نمودند.
به قول استاد عجب شام خوشمزه ای بود تا پاسی از شب در مورد مسائل و برنامه های فردا صحبت گردید. و در پایان استاد به همراه دوستان خویش جهت استراحت به خواب رفتند .
ماهان به همراه اسماعیل چرت کوتاهی زده و راهی رصد گاه جهت ثبت بارش شهابی شدند.مجتبی و امیر نیز به استراحت پرداختند.
صبح زود با خرید آش سبزی از مغازه مش بهرام همراه با نان سنگک تازه در فضای کاملا سنتی سفره صبحانه مهیا گردید .
راس ساعت ۱۱ همه افراد گروه به اتفاق استاد راهی پاسارگاد شده تا بتوانند این پدیده نجومی را ثبت نمایند. در این روز مدیر کلبه آقامیر به دلیل گرفتاری اداری نتوانست ایشان را همراهی نماید لذا دوستان به اتفاق هم جهت بازدیداین پدیده راهی مجموعه تاریخی شدند.
راس ساعت ۱ با استاد کبیری تماس گرفته با ایشان قرار ملاقاتی در منزل شخصیشان گذاشته شد. استاد با روی باز پذیرای حضور گردید .به همراه استاد مانی پتگر و دوستانشان آقای بازرگان و صدر راهی منزل ایشان شدیم.پس از دیدار جهت ثبت خورشید گرفتگی به مدرسه مقداد رفته و در حضور دانش آموزان علاقمند رصد خورشید گرفتگی انجام گرفت .
شور نشاطی بین دانش آموزان و معلمان بر پا بود استاد کبیری توضیحاتی در این زمینه داده و علاقندان جهت دیدن این پدیده یکی یکی پشت تلسکوپ قرار گرفتند.






استاد به اتفاق همراهان خویش راهی کلبه آقامیر گردیده پس از سرو نهار که آب بنه بود پس از گفتگوی طولانی همگی به استراحت پرداختند.
امیر به اتفاق مریم راهی شیراز شده تا به کمک اداره امخور فرهنگی و ارتباط اداره کل مقدمات نمایشگاه عکس عاشورا را فراهم آورند .
سپس استاد در روز بعد راهی تهران شدند و مقرر شد بین ایشان و اعضای کلبه آقامیر تماس های جهت برنامه های بعدی صورت گیرد.
آقای تفرشی تعدادی عکس جهت ارائه به اداره کل میراث فرهنگی در اختیار امیر میری قرار داده که در صورت صدور مجوز ثبت در سایت بزودی در سایت از این عکسها استفاده می نمائیم.
Babak A. Tafreshi
Science journalist/Photographer
Director, The World at Night (www.twanight.org)
Board Member, Astronomers Without Borders (www.astrowb.org)
Contributing photographer, Sky&Telescope (www.skyandtelescope.com)
Collaborator, International Year of Astronomy (www.astronomy2009.org)
Lennart Nilsson Award Winner (www.lennartnilssonaward.se/pastwinners.php)
Nature and night sky photographer (www.dreamview.net)
Editor at Nojum (www.nojum.ir)
تمامی عکسها از طرف آقای تفرشی جهت درج در سایتمان ارسال گردیده است
با سپاس فراوان از ایشان

عکاس بابک امین تفرشی

عکاس بابک امین تفرشی

۱۰ آذر ماه با کسب مجوز از معاونت محترم امور فرهنگی اداره کل میراث آقای مهندس نجفی تیم ۵ نفره ای متشکل از بابک امین تفرشی عکاس چیره دست نجومی و شاگردان ایشان جهت عکس برداری شبانه راهی نقش رجب و شهر تاریخی استخر شده که لازم به ذکر است برای اولین بار در طول تاریخ عکاسی مجوز عکسبرداری در طول شب در مکان تاریخی به مدیریت کلبه آقامیر داده شد.
خانم بریت-بابک امین تفرشی -اسماعیل
محمدی و امیر میری و فیلم بردار گروه
تیم ۵ نفره شامل بابک امین تفرشی -ماهان خضرایی- مصطفی و فرزاد به سرپرستی امیر میری راهی نقش رجب شدند.
که گروه پس از عکسبرداری شبانه راهی کلبه گردیند پس از سرو صبحانه که بر روی اجاق درست شده بود اعضا به استراحت پرداختند.حضور گروه فیلم برداری به کار گردانی بریت مادسن در کلبه آقامیر راس ساعت ۱۲ ظهر انجام گرفت که گروه فیلم برداری مورد استقبال اعضای کلبه قرار گرفته و برای ایشان نوشیدنی تدارک دیده شد .سپس عکسهای یادگاری رد و بدل گردید.
بابک امین تفرشی و خانم بریت مادسن مستند ساز و فیلمبردار گروه در حال توضیحاتی در مورد عکاسی شب و لوازم مربوط به عکاسی
مدیریت کلبه آقامیر امیر میری در حال توضیح جاذبه های اکو توریستی نجومی شهرستان پاسارگاد و فعالیت اعضای کلبه آقامیر
۱۹ آذر ماه تعداد ۳۰نفر از دانشجویان پسر دانشگاه صنعتی اصفهان 
تور یک روزه به سمت شیراز برگزار نموده که شب را میهمان کلبه بودند سپس برای رصد آسمان شب به جنگل منتقل شده با همکاری اسماعیل محمدی و لیدر نجومی عباس کریمی توضیحاتی به ایشان داده شد. و در نهایت جهت استراحت به کلبه منتقل گردیدند که از قبل محل خواب ایشان بصورت محلی تدارک دیده شده بود

۲۶ اذر ماه تعداد ۴۰ نفر از دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی اصفهان به سرپرستی علیرضا سلطانی به مدت دو شب دعوت کلبه اقامیر بودند که در این میان پذیرایی با غذاهای محلی انجام گرفت و ایشان نیز جهت رصد آسمان شب به رصد گاه منتقل شدند.
دانشجویان دانشگاه صنعتی در حال خوردن کلم پلو و استراحت در کلبه آقامیر
رصد شبانه همراه عکس یادگاری با مربی نجومی عباس کریمی
عکس یادگاری میهمانان با مدیریت کلبه آقامیر در پایان میهمانی
سرویس حمل نقل با رانندگی رانندگان ماهر و با تجربه
۳۰آذر ماه جشن یلدا برگزار شد.
مورخ 16 و17 آبانماه 89 اعضای خوشه سار بومی و تعدادی از موسسین اقامت های بومی در محل روستای قهی به میزبانی احسان تاج زاد یکی از مالکان کلبه های اقامتی در این روستا گرد هم جمع شده و پیرامون موضوعات مختلف تبادل نظر فرمودند .


جلسه مشترک در طبقه دوم خانه بومی تاج زاده راس ساعت 10 شب اغاز گردید در این مجلس آقای رضوانیان مدیر خوشه سار بومی همراه با مهندس اقتصادی گزارشی از نحوه عملکرد خوشه سار در سال گذشته ارائه فرمودند.

سپس اعضا و مهمانان خود و نحوه ارتباط با خوشه سار را بیان کردند.
سپس سرکار

خانم احسانی در مورد پژوهش خویش و نتایج بدست آمده صحبت نمودند . و در پایان تصمیمات داخلی در مورد اعضا ی خوشه سار گرفته شد . راس ساعت 3.5 بامداد همگی اعضا در محل کلبه احسان تاج زاده جهت استراحت مراجعه نموده ومقرر شد راس ساعت 10 همگی اعضا گرد هم جمع شده وجلسه داخلی برگزار گردد.


صبح روزبعد راس ساعت 8 سفره صبحانه حاوی خامه و شیره همچنین نوعی غذای محلی به نام کفی که مخلوطی از خامه شیر زده شده همراه با نان محلی سرو گردید سپس اعضا گشتی در روستا زده سپس راس ساعت 10.15 جلسه دوم با حضور موسسین اقامت گاه ها برگزار گردید.

و در پایان همگی خداحافظی نموده و رهسپار شهر های خود شدند.
درباره خوشه سار
· طی سالها به گونه های مختلف با هم آشنا شده و ارتباط دارند.
· آنها ارزشهاي ميراث فرهنگي و زندگي بومي را فراتر از گفتار و نوشتار و هنر، کم و بيش در رفتار و زندگيشان وارد کردهاند؛ مانند محل زندگي، پوشش، خوراک، شغل، موسيقي و …
· آنها به شکل ارگانيک تشکيل يک شبکه بومي را دادهاند، با يکديگر دوستي و همکاري دارند، تجاربشان را درميان ميگذارند و معرف يکديگرند.
· آنها کم و بيش نسبت به اتفاقاتي که در حوزه ميراث فرهنگي و طبيعي کشور ميافتد حساساند و در حد توان براي بهبود آن ياوري ميکنند.
· تقريبا تمام اين افراد در مراحل طراحي، تهيه مصالح و اجراي فضاي معماري مورد نظرشان عملا وارد شدند و مهارت و دانش کسب کردند. همين موضوع کم و بيش نسبت به تهيه پوشاک و طبعاً خوراکشان نيز دخيل بوده است.
و در یک کلام، زندگی مفید نزدیک به طبیعت در بافت های قدیمی شهری و روستایی را انتخاب کرده و به دور از ساختار بروکراسی و اداری رایج کشور، ارزش های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را در حوزه فعالیت خود زنده نگه می دارند.
شاید بتوان در مورد ایشان وجوه مشترک زیر را برشمرد:
· انتخاب خانه ای بومی، مرمت و سکونت در آن
· استفاده از معماری داخلی ساده محلی
· پذیرایی با غذای اصیل بومی
· درگیر کردن ساکنین محلی در فعالیتهای خود
· احترام به فرهنگ و آیین های مردم بومی
· معرفی هنرها و صنایع خاص منطقه
· معرفی موسیقی ایرانی، عرفانی و تلفیق آن با موسیقی جهان
شاید بتوان گفت عوامل زیر در رونق آن نقش داشتهاند:
· شیوه برخورد ایشان با گردشگران که همچون مهمان عزیزی درخانه خود بوده است
· توصیفات دهان به دهان مهمانان از کیفیت ارایه خدمات که بازتاب عشق و علاقه این خانواده است.
· دعوت از سرپرستان دفاتر مسافرتی و تور گردانان داخلی و خارجی
· ایجاد سایت اینترنت
· همکاری تهیه فیلمهای مستند
· مصاحبه با شبکههای تلویزیونی داخلی و خارجی
· شرکت در همایشها، جشنوارهها و مراسم داخلی و خارجی
· معرفی در نشریات ایرانی و خارجی
ما به خانه بازگشته ایم و اهل سرزمین خود شده ایم زیرا که آرامش در بازگشت به خانه است و می خواهیم تا این حس غریب را منتقل کنیم.
سالهاست که به ارزش زیستن سازگار پی برده ایم، تجربه کرده ایم و همدیگر را یافته ایم. گرایش به طبیعت، ساده زیستن و ارج نهادن به میراث های بومی ارزش های زندگی سازگار را به ما آموخت.
به نام خداوند بخشنده مهربان
راس ساعت 15 دقیقه مانده به 6 کلیه اعضای شرکت کننده همراه با استاد نادری و سرکار خانم احسانی در محل مستقر شده اند. همگی اعضاء یکی یکی سوار اتوبوس گردیده و در آخر استاد نادری به همراه مهمانش بر روی صندلی شماره یک قرار گرفت .
موبایل خانم احسانی به صدا درآمد .صدای زنگ خبر از دیر رسیدن یکی از افراد گروه را می داد.
سلام
کجایی
چقدر دیر
نه نمیتونیم منتظر شما بمونیم .
درسته ایستگاه مترو مصلی هستی
خب منتظر می مونیم
خداحافظ:
این جملاتی بود که در هیا هوی بچه ها شنیده می شد پس کسی با تاخیر به گروه اضافه می شود.
خانم احسانی دوربینش را از درون کیفش بیرون آورده به گردن انداخت . از اتوبوس پیاده شده قدم زنان به سمت انتهای خیابان بهشتی حرکت کرد .
پس از 20 دقیقه مترو با تاخیر جلوی پای های بیقرارم ایستاد. فوری بر صندلی تکیه داده اضطراب سراسر وجودم را فرا می گیرد .ایستگاه بهشتی مرا به خود می آورد . کوله بارم را بر دوش کشیده باسرعت پله برقی را دو تا یکی طی می کنم . دالان های تو در توی ایستگاه را یکی یکی رد کرده سربالای خیابان بهشتی جلوی دیدگان را می گیرد تلاءلو خورشید بر چشمان نیمه بازم افتاده جلو دیدگانم را می گیرد وسط خیابان اتوبوسی آبی رنگ ایستاده صدای موتورش در آن صبح دلپذیر آلودگی صوتی ایجاد مینماید.
رو سری سفیدش نشان از خانم احسانی دارد. راست قامت بر جلویم ایستاده از درب اتوبوس بالا میرود.همهمه دوستانم به گوش می رسد.صدای بلندگو مرا به خود می آورد عرق شرم و خستگی بر روی پیشانیم سنگینی می کند .قدم ها مرا یاری نمی کنند . خستگی ناشی از بیخوابی ،اضطراب، و شرمنده گی سراسر وجودم را فراگرفته .
دستانم توان گرفتن دسگیره اتوبوس را ندارد. شاگرد راننده با موهای فرفریش اولین کسی است که سلامم را جواب می دهد. از گودی در بالا می روم نگاهی شرمنده وار بر دوستان انداخته سلامی پر از مهر از زبانم خارج می شود .میکروفن در دستان خانم احسانی جملاتی را بیان میکند .گیج مبهوت میکروفن در دست نگاهی بر گروه انداخته گویا می بایست از دوستان به خاطر تاخیر 25 دقیقه ایم عذر خواهی کنم .
واژه ها بر گستره ذهنم یکی یکی حک می شود.وازه درود پر از مهر و محبت گلویم را می فشاد رهایش می کنم تا بازتابش را در چهره دوستانم ببینم .
درود و دو صد بدورد
امیدوارم روزگار به کامتو ن باشه و از آسمون براتون طلا بباره .
خنده بر لبان همگی نشسته جو به نفعم نغییر می کند. میری هستم امیر از دیار گل و بلبل شهر پاسارگاد سرزمین پارسیان زادگاه هخامنشیان .
از اعضای گروه به خاطر تاخیرم پوزش می طلبم .براشون آرزوی سربلندی و افتخار می کنم .
خنده بر لبانشان می نشیند میکروفن را به خانم احسانی داده کوله ام به دوش حرکت می کنم نگاهم به انتهای اتوبوس بچه های میر عما درا میشناسم دستی تکان داده به سمتشان حرکت می کنم . شروین ،پیام ,مریم ثانی وگلی لژنشینان اتوبوس مرا دعوت به نشستن می کندند .
دلا رام از جایش بلند می شود و به انتهای اتوبوس می رود .در کنار خانمی که بنظرم معلم می آید می نشینم سر کار خانم احسانی کمی از فعالیت هایم و سوابق کاریم صحبت کرده و دقایقی سپری میشود.
نگاهم دزدانه استاد نادری را می کاود. من افتخار حضور در کلاسش را ندارم .رسم براین است که استاد بر روی صندلی جلو بنشیند تا راحتر توضیحات لازم را ارائه دهد.زبان در گلو چرخانده سراغش را از خانم اعزازی می گیرم .
جوان قدبلند با هیبتی طرفدار محیط زیست .شلوار شش جیب سبز رنگش فوری علاقمند سینه چاک محیط زیست را بیاد می آورد. خنده بر لبانش نشان از دانش و تجربه زیادش می دهد.
نجوای طنین انداز خانم احسانی مرا به خود آورده افکارم را متمرکز می کند رسم براین است که افراد شرکت کننده در تور جهت بالا بردن اعتماد به نفس و بیان شیوا خود را معرفی کرده و سوابق کاری خویش را بازگو نمایند.
رسم مهمان نوازی بجا آورده می شود و مهمان گروه خود را معرفی می نماید. در هیایوی اولیه و میان شور شوق بچه ها سپهر را می شنوم گویا اسمش سپهر است از برو بچه های اکو تور از شاگردان استاد نادری .خود را علاقمند محیط زیست معرفی نموده بر صندلیش می نشیند. خانم احسانی نحوه صحبت کردن و مستقر شدن را به بچه ها یاد می دهد .
اتوبوس غرشی کرده خیابانها را یکی یکی در می نوردد.نگاهم نام خیابانها را می کاود .دریغ از یک مسیر آشنا .گویا تهرون روز تعطیل ندارد خیابانها مملو از آدم .ماشین,دود ,سرو صدا, جزء لاینفک تهرون
اتوبوس سراپیچی تندی را پشت سر گذاشته هیاهوی بچه ها بلند می شود.
نفر اول میکروفن بدست سمیه اعزازی کارمند فضای سبز شهرداری .طراح و گل آرایی میادین اصلی شهر، اکو توریست بودن با شغلش سازگاری دارد.چادرش را همراه ندارد .ولی روسری سفیدش از صداقت نهفته درونیش می گوید
خانم احسانی از سوابق خانم اعزازی گفته میکروفن را بدستم می دهد باردیگر خودم را معرفی کرده و سوابقم را بازگو میکنم نحوه آشناییم با موسسه که از طریق آقای پورنگ پورحسینی و خانم حبیبی صورت گرفت را یادآور می شوم از کلبه آقامیر و گشت های رصدی میگویم کمی از صداقت بازمانده از نیاکان ,کوچه پس کوچه های سعادت آباد و پاسارگاد اولین شهر اکو توریستی نجومی ایران زمین می گویم. از بروبچه های کلبه آقامیر میگویم میکروفن را بدست خانم احسانی داده و او نیز از کلبه آقامیر میگوید.
نفر سوم خانم اهلی, همان خانمی که فکر میکردم معلم باشد خود را کارمند بانک سپه معرفی نمود از علاقه اش به دوچرخه سواری و تور ترکیه می گوید. مانتوسورمه ای کارمندی به تن نموده است تحت هیچ شرایطی با فرم طبیعت گردی ساز گار ندارد.
سودابه عزیزی گرافیست و عکاس بر گردش دوربینی با تله آویزان است خودش را گرافیست معرفی مینماید .
پریسا اکبرپور سالن زیبایی آرایش و پیرایش دارد از جمله کسانی است که طبیعت را نمی شناسد فرم طبیعت گردی به تن ندارد
مهناز گرافیست گویا گروه گرافیست های طبیعت گرد امروز ما را همراهی میکند.مهناز و علی یک خانواده را تشکیل می دهند علی را می دانم از برو بچه های اکوتوریست است ولیکن شناخت کاملی از خانمش ندارم فکر کنم از بروبچه های کالچر باشد.
ساحله شکوهی روانشناس کودک ,مریم روانشناس,مهسا بیاتی مترجم زبان روسی ,سارا ولد خانی آمار _IT,هواپیمایی ماهان محل کار گویا بلند پروازی و اکوتوریست را در هم آمیخته آرش حقوق بین الملل ,مشکات عمران تحصیل کرده صنعت شریف تپل مپل از بس درس خوانده وقتی برای ورزش کردن نداشته است ضرب آهنگ نامش زیباست امیر مشکات .خانم احسانی از عینک فروشی موجود در دانشگاه صنعت شریف میگوید و از ضرب المثلی که بچه ها بدون عینک داخل دانشگاه میشن و با عینک خارج و این بابی برای شوخی کردن است با بچه ها.
سعید سماعی عینکش از صنعت شریف می گوید ولیکن دانشگاه آزادیست فیزیک خوانده است.
اولین تپه ماهور های تهران را پشت سر می گذاریم استاد نادری از گذشته نه چندان دور میگوید از محلی برای حشرات چند سالی به علت فعالیت های نظامی ,ویلا سازی ,اتوبان شهید بابایی,دیگر از چشمه سارها خبری نیست پوشش گیاهی منطقه نیز تغییر نموده حیات حشرات آن نیز دچار تغییر شده است.به قول استاد دیگر پوشش گیاهی طبیعی اطراف تهران وجود ندارد و هرآنچه پارک و جنگل است انسان ساز می باشد.در شرق تهران اندک مساحتی از طبیعت تهران قدیم را در برگرفته است .اطراف سرخه حصار و حجیر البته اگر تلفضش را درست فهمیده باشم.
استاد از تغیرات انجام شده می گوید نکته بسایر مهمی را اشاره دارد بجای کل و بز بهتر از بزومیش وحشی نام ببریم زیرا کل وبز قوچ ومیش گونه نیست بلکه اصطلاحیست که شکارچیان بر گوسفند وحشی و بز وحشی گذاشته اند.در ارتفاعات گراز بوفور دیده میشود.به دلیل نبود حیوانات شکارچی گراز بی رویه رشد نموده و تعدادش بیشمار شده است گویا استاد دل خوشی از بی رویه رشد کردن گراز ندارد. از نبود خرس میگوید.
علی عطای پشت میکروفن رفته خودش را معرفی میکند گرافیست عینکش از صنعتی شریف می گوید.علی بنظرم پسر شوخ طبعی باشد.
محسن طباطبایی مردی از خطه کویر ,روستای فرحزاد.جوانی سینه چاک از دیار صبر و حوصله از اقامتگاه کویریش میگوید ,از میراث پدربزرگش ,شتران کویر نورد،از ماهی گیری در کویر می گوید.محسن مثل من عضو خوشه سار است .سوابقش نشان از بلند ی همتش دارد.
بهمن طالب نژاد گرافیست
دو زوج عاشق دانشجوی آخر مکانیک دانشگاه تهران دو دلداده اکوتوریست امیر شبستری و الهه شفیعی که دیگر نام شبستری را یدک می کشد .الهه زودتر دانشگاه را تمام نموده و امیر در گیر و دار زندگی دانشجوی ترم آخر .توسط همکلاسیشان با اکوتوریست آشنا شده اند بابت صحبت کردن سر کلاس از همه عذر خواهی می نمایند.
پیام کامپیوتر خوانده عکاس حرفه ای طبیعت است . عینکش از صنعت شریف می گوید.خونگرمی در صورتش موج می زند. ریش پرفسوریش که تازه بر لبانش روئیده کم سن و سال بودنش را به تصویر می کشد
حسن حیدری یا بهتر استاد بگویم استاد حسن حیدری مترجم زبان ایتالیایی –لیدر گروههای توریستی در ازبکستان یا تاجیکستان فوق لیسانس گردشگری می خواند.مرد باتجربه ایست بیانش نشان از تجربه اش دارد.صدای گرم رسا ویژگی هر لیدریست .خوش مشربی در رفتارش پیداست.
زهرا غفاری زیست شناس ,الشان ناصری زیست شناس دریا
ساعت 8 جاده لواسان رستوران کاکتوس دره لالون اتوبوس در کنار جاد ه ایستاده بچه ها یکی یکی جهت خوردن صبحانه پیاده میشوند.فرصتی پیش آمده که به استاد نزدیک شوم استاد بر جداره پل فلزی روی رودخانه تکیه زده آرام سلامی کرده خودم را معرفی می نمایم .ازاینکه نتوانستم حضوری از محضرش استفاده کنم غذری خواسته صحبت را به حیات وحش میکشم. استاد از تجربیاتش می گوید. از کوه بمو شیراز و منطقه حفاظت شده اش. حالا بیشتر میشناسمش از جنس مردان محیط زیست است . با دیگران متفاوت ویژکی تمامی برو بچه های محیط زیست از عشقش به حیات وحش می گویدو شکار پروانه ها.
همگی یکی یکی در طبقه دوم رستوران نشسته صبحانه سفارش می دهند.
من و حسن حیدری و محسن طباطبایی خانم ثانی پشت میز نشسته ایم با همکلاسیهایمان در میر عماد خوش و بش کرده گرم تعریف می شویم از خانم ثانی بابت جزوه های کلاسی سپاسگزاری نموده CD جزوات را ازش میگیرم .صبحانه نیمرو سفارش داده ام چون غذایی کاملیست بهتر از نان و پنیر انسان را در پیاده روی انرژی میدهد .چای گرم با نان بربری چه لذتی داشت ناشتایی .سوار بر اتوبوس شده راهی ارتفاعات لواسان می شویم بین راه هرکس نهاری سبک تدارک می بیند .
هنوز به مکان مورد نظر نرسیده ایم معرفی افراد ادامه می یابد.
سحر نرم افزار خوانده و از شغلش می گوید.دلآرام روهینا صنایع خوانده ولی بیشتر از همه ما دغدغه طبیعت دارد. دو دوره لیدری را عهده موسسه میگزراند.از قدیمی های گروه است .گویا عشقش طبیعت است .ریز اندام و بیار فعال است اکتیوترین فردی که در روز اول کلاس در ذهنم نقش بست .
علیرضا نوری اوهم نیز همچون دل آرام صنایع خوانده ولی طراح وب سایت حرفه ایست گویا سایت آوای طبیعت را نیز او طراحی نموده است. چهره اش پشت عینک آفتابیش پنهان گشته بنابراین نمی توانم در موردش قضاوت کنم.
شروین آزادپور مردی از جنس بلور از دیار کردستان سنندج ته مانده لهجه کردیش خبر از راز درونش میگوید.فیزیک را صنعت شریف خوانده.سبیل کردیش از دور ندا می دهد کردی برار.
منا دختری پر انرژی ریاضی را بلد است ولیکن کتابدار خوبیست ریز اندام و چابک سراسر انرژی ابرو های نصفه اش صداقتش را انکار می کند.
سارا گرافیست چهره اش گرافیست بودنش را به تصویر می شکد. قسمتی از چهره اش را فرم موهای علائدینیش پوشانده است .ریز نقش صبور و ساکت واژه را ابتدا به تصویر کشیده بیان می نماید.
گلیا شاهرخی مربی کودک قدی بلند گونه های برجسته واژه ها را با صلابت و پر انرژی بیان مینماید .بدون هر گونه نظری مدیری پر توان است .دنیا را از بالا می نگردد .میکروفن وسیله ای است برای تبلور راز های درونیش
مریم ثانی کتابداری خوانده ولی مربی کارته است شیوا و رسا خود را معرفی میکند . از تجربیاتش در زمینه های مختلف می گوید از طراحی وب و غیره مثل تمامی رزمی کاران راست ایستاده بدون تکیه برجایی خود را معرفی میکند. راست قامت همراه با خشی در گلو صحبت می نماید.
مرجان فیزیک را بگمونم به خاطر نجوم خوانده نجومیست مثل تمام نجومیها از آسمون شب می گوید از طبیعت فراموش شده تمامی اساتید علم نجوم را می شناسد در این وقت کم گویا قصد آموزش نجوم دارد. زمانی برایورزش کردن ندارد مهربانی در صورتش موجمی زند ولیکن زبان تلخی دارد. در همین فرصت کم تلخ زبانیش را آزمود.
هادی مدیریت بازرگانی قبل از اینکه مدیر خوبی باشد کشتیگیر خوبیست هیکل تنومندش از ورزشکار بودنش می گوید.
آخرین فردی ایست که در ایستگاه آخر خود را معرفی نموده همگی از اتوبوس پیاده شده به سمت بالادست روخانه حرکت میکنیم در بین راه با خانم احسانی هم صحبت شده از تجربیاتم در
زمینه بوم گردی می گویم استاد نیز در این زمینه صحبت می کند .
اولین محل استاد نادری برروی دیواره ای قرار گرفته گیاهان و پوشش گیاهی منطقه را معرفی می نماید از رابطه گیاهان و جانوران سخن رانده بابونه را معرفی مینماید بابونه در فارس گیاهیست بهاری با ارتفاع کم ولیکن در ارتفاعات تهران گویا تا انتهای شهریور نیز گل داده و سبز می باشد.
خاکشیر
خاکشیر ، گیاهی یکساله یا دوساله از تیره شب بو است. خاکشیر در دشت و کوهستان میروید و بلندی ساقه آن تا یک متر نیز میرسد. پائین گیاه كرك دارست در حالیکه بالای آن بدون کرک میباشد. تخم این گیاه که همان خاکشیر است ریز و کمی دراز و معمولاً به دو رنگ وجود دارد یکی از آنها قرمز که دارای طعم کمی تلخ است و دیگری برنگ قرمز تیره میباشد.

تیره نعنائیان با ساقه های چهار گوش به ما معرفی میگردد.
گل پر با ارتفاع 2 الی 2.5 متر نیز از گیاهان منطقه
است. گیاهی است علفی، چند ساله و کلیه اعضای آن معطر می باشد
. برگهای آن با چاکهای عمیق به شکل پنجه غاز شبیه برگ آنژلیکا،به طوری که این چاک ها برگ را به چند نیمه برگ تقسیم می کند و هر نیمه برگ نوک تیز و دندانه دار است. گلهای آن سفید مجتمع به صورت چتر در انتهای ساقه های گلدهنده در قسمت بالای گیاه ظ

اهر می شود. میوه آ
ن تخم مرغی کمی ضخیم و م
عطر به رنگ سبز تیره به طول 5/1 تا 1 سانتی متر است.میوه های این گونه برای مطبوع ساختن ترشیجات خانگی مصرف می شوند. گونه های دیگر گلپر (مثل گونه کاندیکانز) در صنعت داروسازی کاربرد دارد . گونه های گلپر به صورت وحشی می رویند که جهت رفع نیاز صنعتی به کشت آن اقدام می شود.
بارهنگ
بارهنگ گیاهی است پایا، ظاهراً بی کرک یا کمی کرکپوش با بن و ریشهای کوتاه است. ساقه آن به طول ۷۰-۱۰ سانتی متر، متعدد ایستاده یا خیزان، فاقد شیار، مساوی یا کمی بلندتر از برگها است. برگهای آن تماماً طوقهای، تخم مرغی پهن با ۹-۳ رگبرگ قوی و برجسته، کامل یا در حاشیه سینوسی
، بی کرک یا کرکپوش، دارای دمبرگ نسبتاً بلند. گلها سبز متمایل به قهوهای، کوچک مجتمع در خوشههای دراز استوانهای. موسم گلدهی گیاه اردیبهشت تا شهریورماه است. دانههای این گیاه تیره رنگ، کوچک و تخم مرغی شکل و در میوهای پوستینه که به صورت کپسول تخم مرغی بوده و دارای ۲ خانه و محتوی ۸-۴ دانهاست قرار دارند. دانهها را از اواسط فصل بهار به بعد جمع آوری مینمایند.
رز وحشی یا نسترن
نَستَرَن (Rosa canina) نوعی رز وحشی با گلهای ریز میباشد که به رنگهای سفید، قرمز و گاهی زرد یافت میشود و دارای بوی کم اما مطبوعی است.
میوه آن دارای مقدار بسیار زیاد ویتامین ث است. در طب سنتی ایران به کار میرود. از مهمترین خواص دارویی آن میتوان آرامش بخشی و التیام بیماریهای قلبی را نام برد. مقوی معده، پایین آ

ورنده فشار خون، کمکننده قند خون است و درد و ورم کلیه و اسهال را درمان میکند.
آن را به صورت دمکرده (چای میوه نسترن) مصرف میکنند.
با وارد شدن در محل اطراق نکات ایمنی به بچه ها گوشزد شده و ساعت 10.5 همه بدنبال حشره بالادست رودخانه را می کاوند. ساعت برگشت 12.5 می باشد همگی میبایست حشرات جمع آوری شده را در ظروف مخصوص نگه داری نمایند.
هر سنگی را که بلند میکنی زیرش حشره ای تکان خورده دنبال جان پناه می گردد.
گوش تیزکی که ما بصورت محلی آن را دم قیچی یا گوش کرکن می نمامیم به چنگ می افتد فوری علیرضا صدا زده و اوکه با خانمش در این سفر ما را یاری میکند پنس بدست می آید گوش تیزک را درون قوطی کرده سنگ دیگری را بلند می کنم.

سنگی در بالادست بچه ها خود نمایی میکند .سنگ را با ساتور از گل جدا کرده آن را می لغزانم سنگ تکانی خورده به طرفی می غلتد ناگهان عقربی زرد رنگ با دمی برافراشته نظرم را جلب می کند فریادی از شادی کشیده محسن را فرا می خوانم محسن پنس بدست بر یالینم رسیده فوری عقرب را به درون قوطی می اندازیم اولین شکار اسم و رسم دار گروه است عقرب دم زرد ,اعضا ئ محسن را احاطه می کنند استاد در مورد آن نکاتی را به بچه ها تذکر می دهد.
مرجان در انتها لابلای سنگهای کوچک را می کاود صحبت به درازا کشیده در مورد نجوم صحبت می کنیم مورچه بال داری را از زیر سنگی گرفته در ظرف می اندازیم راهی بالادست رودخانه می شویم .در ایستگاه بین راه استاد از بچه ها می خواهد که راس ساعت 12.5 در این محل مستقر شوند هرگروهی که از قبل گروه بندی شده اند راهی کوهپایه ها می گردند . راس ساعت 12.5 اعضای تور همگی در محل مورد نظر با ظرفهایی پر از حشره جمع شده اند .
قبل از رسیدن بچه ها چای دم کرده نوش جان میکنیم به دلیل اینکه سوخت آتش از پس مانده های گلپر است چای عطری دلنشین دارد.
گرداگرد استاد بر روی زمین می نشینیم استاد گروه اول را معرفی کرده واز درون قوطی حشرات را بیرون کشیده در هر مورد توضیحاتی میدهد. عکاسان گروه عکس گرفته سپس حشره یا موجود در طبیعت رها شده یا دوستان آنها را نگهداری میکنند.
عقرب یا کژدم، از قدرت بدنی بسیار بالایی در مقابله با بی آبی، بی غذایی برخوردار است و می تواند به مدت طولانی در اماکن و محل
های خشک و سوزان همانند صحراها نیز به زیستن ادامه دهد. عقرب که تنها از حشرات تغذیه می کند، تا ماه ها می تواند بدون جنبش و حرکتی زنده بماند و عقیده پژوهشگران این عدم جنبش نوعی دوره خواب است که diapause نامیده می شود. علاوه بر موارد ذکر شده درگذشته چنین تصور می شد که عقرب با اینگونه شرایط سازگاری ندارد و خیلی زود می میرد اما امروزه با انجام آزمایشات و تحقیقات گسترده نظریه پیش به کلی مردود شده است.
سن:
سن ها این راسته یکی از بزرگترین راستههای حشرات است. مهمترین خصوصیت مورفولوژیک این حشرات ساختمان بالِ جلو است. بال جلو در قسمت قاعدهای، ضخیم و چرمی شده است و از قسمتها و نواحی مختلفی تشکیل میشود که عبارتند از:
۱- Corium ۲-Clavus ۳- Cuneus
و بخشهای دیگر که، در تفکیک خانوادههای سنها اهمیت زیادی دارد.
البته این بخشها در همه سنها وجود ندارد، بخش انتهایی بال جلو کاملاً حالت غشایی دارد و دارای تعدادی رگبال است. که این قسمت در تفکیک خانوادهها مورد استفاده قرار میگیرند.
قطعات دهانی سنها از نوع زَنَنده مَکَنده است، بنابراین از شیره گیاهی و در مواردی از خون تغذیه میکنند. سنها به دو گروه اصلی خشکیزی و آبزی تقسیم میشوند. گونههای خشکیزی تعدادی شکارگر هستند و از گیاهان و خون انسان و سایر جانوران استفاده میکنند. یک بخش عمده از سنها نیز آبزی هستند

شیخک هاmathodea :
شیخکها حشرات گوشخوار بزرگی هستند که طول آنها ۳ تا ۱۰ سانتیمتر و رنگ آن بسته به نوع آن ،سبز، قهوه ای یا برنزه می باشد. این حشرات دارای سری بزرگ و بدنی بسیار کشیده می باشند. شاخکهای این حشره نسبت به طول بدن آخوندک کوتاه می باشد و بالهای بلند و نازک آن از قسمت میانی بدن محافظت می کند پاهای جلویی شیخک بسیار سریع و مسلح به تیغهایی است که به او در گرفتن حشرات کمک می کند. .این موجودات بسیار کاری و کشنده هستند و انواع بسیار زیادی از حشرات دیگر را به عنوان غذا مصرف می کنند. گردن منحصر به فرد شیخک او را قادر می سازد که موقعی که در کمین نشسته، سرش را ۱۸۰ درجه بچرخاند. حشره دعاخوان قادر است خود را به خوبی استتار کند که این قابلیتهای استثنایی این حشره، او را به کابوسی برای حشرات دیگر تبدیل کرده است.

موریانه
موریانه حشرهای است از راسته آرکیپترها (Archipteres) که نزدیک به راسته رگ بالان است. موریانهها حشراتی هستند اجتماعی که دو نوع از آنها دیده میشود: یک نوع در داخل چوبهای منازل زندگی میکنند و نوع دیگر مخصوص نواحی استوایی بوده و در بیابانها برای خود مسکن میسازند و طول خانههایشان گاهی به 5 متر و قطرش به 8 متر میرسد و بسیار هم سخت است، بطوری که با کلنگ هم شکسته نمیشود.
در حالت کلی موریانهها ، شاه ، ملکه ، شاهزاده ، کارگر و سرباز دارند و اگر تپه آنها را بشکافید همه اینها را از هم تشخیص خواهید داد. تعداد زیادی از موریانهها با استفاده از چوبهای جویده شده و یا گل لانههای بزرگی درست میکنند. این لانهها بسیار اصولی ساخته شده و برای ساخت آن هر موریانه وظیفه مشخصی دارد. معمولا موریانهها در درون لانههایشان پنهان میشوند، ولی در صورتی که کسی مزاحم آنها شود یا برای تشکیل اجتماع جدید قصد پرواز داشته باشند، از لانههایشان بیرون میآیند.
ملخ ها orthoptera :
ملخها در سرایر جهان در بیشتر چراگاهها ، علفزارها و کشتزارهای کنار جاده وجود دارند و در محلی که زندگی میکنند علفها ، چمنها و سایر گیاهان برگدار را میخورند.
بدن از اسکلت خارجی کتینی
تشکیل شده است و
اسکلت خارجی از صفحات سخت تشکیل شده که بوسیله درزهایی از جنس کوتیکول نرم و جداست و در نتیجه بندها و

ضمایم بدن میتوانند حرکت کنند. زیر کوتیکول رنگ آمیزی متنوع ملخهاست که باعث میشود به رنگ محیط دربیایند.
یک جفت شاخک باریک بندبند با موهای حسی و دو چشم مرکب جانبی و سه چشم ساده. قسمت بیشتر سر در یک قطعه جوش خورده یا اپیکرانیوم جای گرفته که شامل تارک پشتی و گرههای جانبی و پیشانی است. در زیر پیشانی دهان قرار دارند که دهان شامل یک لب فوقانی ، یک زبان میانی ، دو فک جانبی که شامل دندانها می باشد ، یک جفت آرواره زیرین و یک لب تحتانی پهن شامل دو زایده حسی کوتاه.
شناسايي و نقش سوسري ها به عنوان ناقلين باكتري ها
راسته سوسري ها

يكي از 31 راسته از رده حشرات مي باشد كه تقريبا در كليه نقاط دنيا وجود دارند. امروزه برخي از گونه هاي سوسري ها به عنوان مهم ترين و متداول ترين آفات مناطق مسكوني ، اماكن عمومي و بيمارستان ها محسوب مي شوند
زیست شناسان استرالیایی دریافتند که مورچه های گاوی برپایه شغل و نقش اجتماعی که دارند از چشمهای متفاوتی برخوردارند.
مورچه
دانشمندان دانشگاه ملی استرالیا در بررسیهای خود نشان دادند که از میان مورچه های گاوی ترسناک گونه ای بسیار سمی که تنها در آس

یا و استرالیا زندگی می کند وجود دارد که نوع کارگر آن مجهز به چشمی با قدرت دید شبانه و نوع بالدار آن دارای چشمی هستند که توانایی دیدن در طول روز را دارد.
کلونی مورچه های گاوی محتوی سه نوع طبقه اجتماعی است که شامل مورچه های ماده کارگر که روی زمین کار می کنند و وظیفه آنها پیدا کردن غذا است، مورچه های بارور که برای یک دوره کوتاه پرواز می کنند و بعد در یک آشیانه تاریک تا ۱۵ سال به عنوان ملکه زندگی می کنند و مورچه های نر بارور بالدار که در یک دوره کوتاه برای پیدا کردن ملکه ای که با آن جفتگیری کنند پرواز می کنند و بعد می میرند.

پروانه
پَروانه حشرهای است از راسته پولکبالان (Lepidoptera)، از خانواده طبقهبندینشده گُرزشاخکان.
الگوهای گوناگون رنگارنگ بر روی بالهای پروانهها و پرواز نامنظم ولی باوقار آنها باعث شده تا تماشای پروانه یکی از سرگرمیهای محبوب در برخی کشورها بهشمار بیاید.
ودر پایان همه اعضای تور جهت خوردن نهار گرد هم شده وهرکسی غذای خود را بر سر سفره نهاده وهمگی مشغول خوردن غذا شدند.و در پایان مسیر 3 کیلومتری پیاده روی انجامگرفت و سپس سوار بر اتوبوس به سمت تهران حرکت کردیم .در راه بازگشت سرکار خانماحسانی باز از من و محسن طباطبایی در خواستکرد بیشتر در مورد تجربیات و فعالیت خود توضیح دهیم . که صحبت من بیشتر در مورد غذاهای محلی وآداب سنن بود .ومحسن نیز در مورد شتر سواری و غذا های محلی فرحزاد صحبت نمود.
سمیه اعزازی در مورد تجربیات سفر صحبت کرد .و دیگر دوستان نیز از تجربیات سفرشون در اینروز صحبت نمودند ودر پایان راس ساعت 6 عصر در خیابان میرعماد پیاده شده از دوستان خداحافظی نموده با محسن طباطبایی راهی بازگشت از تهران شدیم در بین راه از ایشان خداحافظی نموده در ایستگاه آرژانتین سوار بر اتوبوس راهی شیراز گردیدم.
درود دو صد بدرود

کلبه آقامیر طراح و بنیانگذار آستروتوریسم در ایران با قدمتی بیش از 100