زندگی نامه امیر میری مدیر و موسس کلبه آقامیر

نام :امیر معروف به آقامیر  نام خانوادگی  : میری    نام پدر: آقاخان    نام مادر : افروز  

   تاریخ تولد:۱۲/۹/۱۳۵۳

نام همسر : مریم سلیمانپور –  عضو کانون زنان کار آفرین کشوری          نام فرزند : آریا مرد و چیستا    

 فعالیت : محیط زیست و گردشگری

تحصیلات: مهندسی  آمار و انفورماتیک در سال ۱۳۷۶- کارشناس مدیریت جهانگردی سال ۱۳۹۳

سابقه آموزشی :موسس آموزشگاه کامپیوتر باستان در  سال ۱۳۷۹

دارای کارت مربی گری و مدیریت از سازمان آموزش فنی و حرفه ای

علاقمندی : موسیقی – دف و تنبور،تئاتر و سینما ، تاریخ و فرهنگ بومی ،خوراک

سوابق آموزشی :راهنمای اکوتوریست از  سال 1389

راهنمای فرهنگی :راهنمای فرهنگی از سال 1393

شاخصه کاری : به عنوان خلاق و ایده پرداز در گردشگری شناخته می شود .

مکانهای ایجاد شده با شعار های آنها :

1-      کلبه حقوق بشر آقامیر با شعار بنی آدم اعضای یکدیگرند    که در آفرینش زیک گوهرند

2-      خانه بامداد رستوران خوراک های بومی و عشایری با شعار پنج مزه ، پنج حس

3-      بنکوه عشایری کرخوس با شعار کمک کن زندگی کنم

4-      تیمچه دستآفرید با شعار –توانمند سازی زنان برای پاسداشت زمین

در بامداد روز ۱۲ آذر ماه ۱۳۵۳ خورشیدی در کلبه آقامیر چشم به جهان گشود .فرزند آخر یک خانواده ۱۱ نفره دارای ۷ خواهر و یک برادر .

کودکیم را در خیابان کهنه سه راه تیله شیر گزراندم -با دوستان دوران کودکیم که عمدتا از اقوام بودند تا ۷ سالگی در کوچه باغهای سرسبز سپری نموده و در یکم مهر ماه سال ۱۳۶۰ کیف به دست گریه کنان راهی مدرسه شدم .خانم مختاری معلم مهربان کلاس اولم آموختن و نوشتن را به من یاد داد .مدرسه وحید و بعد جعفر پور را تا سال ۶۵ تجربه کردم و در سال ۶۶ راهی مدرسه ابوذر با مدیریت آقای شفیعی شدم یادش بخیر آقای پیشرو  .

کودکیم با خاطرات جنگ و جنگ بازی پیوند خورده است . در آن ایام جذاب ترین بازی “جنگ بازی” بود،شب ها به میوه فروشی سر کوچه رفته و در جمع آوری بساطش به آن کمک می کردیم که حاصل این کمک چند هندوانه قرمز آب دار بود . سپس پوست های هندوانه ابزار بازیمان می گردید. در این بین پرتاب پوست هندوانه  و تراکندن سر و صورت هم بازیهایمان سر خوشی وصف ناپذیری به دنبال داشت .

و در پایان” تانک بازی”  ، نارنجک های پوستی در خیال باورمان به سمت تانک های دشمن پرتاب می گردید که در بیشتر اوقات شیشه های اتوبوس های در حال عبور و غریو و فریاد راننده اتوبوس و هماوردی شاگردش را بدنبال داشت.

در یکی از همین  شبها  دختری زاپنی  چشم بادامی که دستانش را از پشت شیشه اتوبوس برایمان  تکان می داد . نظرم را جلب نمود. بدنبال فرهنگ ایرانی  راهی ایران، کهن دیار کمین و پاسارگاد شده بود.

و چه خنده های بر لب داشت . دشمن ما را ریشخند می نمود. پس باید تانکش را منفجر می کردیم . “مرگ بر دشمن” نخستین واژه ای بود که بر زبان جاری گشت و نخستین نارنجک درست به مقصد رسید.

پرده های اتوبوس آویزان گشت و دیگر از چهره خندان دختر چشم بادامی خبری نشد.اتوبوس غرشی کرد و شاگرد راننده  در آستانه در ظاهر شد.

سیلی سرخ به جای مانده از حسرت فرهنگ بر بیخ گوشم نواخته شد. و کوله ای بر دوش که سالهاست  وزنش با سنگینی آخرین نگاه دختر چشم بادامی پیوند خورده  ،”دِین هندوانه ای ” بر گرده ام سنگینی می کند.

از کودکی به موسیقی علاقه وافری داشتم تا جایی که نیلبکی با شلنگ آب ساختم و بعد ها در سال ۶۷ اولین  درآمد یک ماه کاری خود که عمدتا به کشاورزی می گذشت را هزینه خرید تنبکی از پیرزنی دوره گرد کردم .

هر روز با تنبک زدن موسیقی را با خون و پوستم درک می نمودم تا جایی که پیرمرد همسایمون حاج دهقان به پدرم گفت این پسر جدای از دیگر فرزندانت مالی نمی شود(آینده ای ندارد-تمامی چهار فرزند آخر خانواده دانشگاهی بودند تا جایی که برای اولین بار در سال ۶۴ خواهرم و بعد برادرم دانشگاه شیراز رادر رشته مدیریت و دندانپزشکی تجربه نمودند.)

پس از ورود به دبیرستان ۲۲ بهمن در سال ۶۹ با همکاری دوستان هم مدرسه ای خود گروه تئاتری” مهرگان” را در سعادتشهر راه اندازی نموده و  سالن آمفی تئاتر کانون را طراحی و با هزینه های شخصی راه اندازی نمودیم.

.کسب مقام سومی تئاتر در رشته بازیگری از جمله مقامهای استانی است که همراه گروه هنری مهرگان کسب نمودیم.

از سال ۷۲نزد استاد غلامرضا گرگین دف نوازی را آغاز ودر سال ۷۶ نزد استاد جهانبخش رستمی تنبور نوازی را آموختم. در سال ۷۷ گروه موسیقی عندلیب را با سرپرستی  استاد غلامرضا گرگین راه اندازی نموده و افتخار نوازندگی در جوار “حضرت حافظ” را دارم.

امیر میری  پس از برگزاری کنسرت های متفاوتی به عنوان سرپرست گروه موسیقی دانشگاه در سال ۷۷ مشغول به کار شد.سپس با همکاری دوست واستاد خود جهانبخش رستمی گروه تنبور نوازان گوران را راه اندازی نموده و افتخار نوازندگی در کنسرت های بسیاری را با ایشان دارد.

 

در سال ۸۱ با همکلاسی خود “مریم سلیمانپور” ازدواج کرده که نتیجه زندگی مشترکشان یک پسر به نام آریامرد به مفهوم مرد آریایی و دختری از جنس ایزد بانوان  بنام “چیستا” به مفهوم الهه دانش ، سفر و آگاهی  در ایران باستان میباشد . که این اسامی حاصل آگاهی های است که در حوزه گردشگری کسب شده است.با تاسیس شرکت خدمات کامپیوتری آدریان رسما کسب وکار را تجربه نمود  تا سال ۸۵ این شرکت توانست با همکاری کادر مربیان آموزشگاه باستان تحولی نو در عرصه کامپیوتر در شهرستانهای پاسارگاد و ارسنجان بوجود آورد تا جایی که پس از گذشت ۵ سال بیش از ۵۰۰۰گواهی نامه فنی و حرفه ای و بیش از ۱۵۰۰ کامپیوتر در این شهرستانها ارائه گردید. خانواده میری  را  مروج دانش کامپیوتر در پاسارگاد بشمار می آورند. ابتدای دهه ۸۰ با تاسیس آموزشگاه باستان به ترویج علم کامپیوتر پرداخته”  ایده سعادتشهر نخستین شهر الکترونیک ایران” را در سال ۸۳ مطرح و زیر ساخت آموزشی آن را ایجاد نمود که متاسفانه پس از تغییر دولت این طرح بکلی از بین رفت.

از سال ۸۳ با خرید یکدستگاه پراید عازم سفر های ایران گردی خود شده تا جایی که ۶ ماه پس از تولد آریا مرد اولین سفر سه تایی خویش را به سمت اردبیل آغاز نمودند.تاکنون سفرهای به زاهدان-اردبیل-ارومیه-سنندج-کرمانشاه- حاشیه خلیج فارس از بندر عباس تا اهواز-گچساران-الیگودرز-خرم آباد-مازندران -گیلان- کردستان ، کرمانشاه و ….داشته اند که ماحصل تجربیات خود بصورت فیلم ، عکس و نوشته موجود می باشد.

فعالیت های هنری در تئاتر و موسیقی در کنار تجربه طبیعت گردی دوران نوجوانی و جوانی  برگزاری تور های دانشجویی در سالهای ۷۶ تا ۸۰ را برایم به ارمغان داشت.

از سال ۸۵ با اجرای کمپ نوروزی در کنار پلیس راه سعادتشهر به جد وارد عرصه گردشگری شده و در سال ۸۷ با مرمت خانه پدری تحت عنوان کلبه آقامیر با قدمت بیش ار یک قرن با طرح ایده گردشگری کیهانی  فعالیت خویش را آغاز نمودم .

برگزاری تور های رصد طبیعت آسمان شب در پاسارگاد، تخت جمشید و حافظیه با شهرت ملی روبرو شده و برای نخستین بار نوع جدیدی از گردشگری تحت عنوان “اختر گردشگری “یا آستروتوریسم به انواع گردشگری ایران معرفی گردید. در سال ۹۰ با حضور نماینده سازمان جهانی گردشگری UNWTO مورد تقدیر و تشکر و دریافت لوح سپاس  مفتخر شدم .امروزه گشت های رصدی در قالب تور گردشگری در سراسر ایران انجام می گیرد و آژانسها و راهنمایان تخصصی در این حوزه اقدام به برگزاری تورهایی تحت همین عنوان می نمایند.و تعدادی با ایجاد این فرصت شغلی به درآمد زایی رسیده اند.

 احیاء ارزشهای بومی ، تاکید بر پاسداشت  محیط زیست ، ایجاد حس ایرانی زیستن  و انتقال آن  به مهمانان و آوازه کلبه آقامیر در گستره ملی، ما را با  فعالین حوزه گردشگری و محیط زیست کشوری آشنا نمود. هم نشینی و آشنایی با بزرگان محیط زیست کشور در نشستی در کاخ سعد آباد و هتل المپیک با استاد کهرم ، مهندس محمد درویش ، مهندس ضیائی و صاحب نظرانی در عرصه گردشگری همچون دکتر بهشتی ،مهندس کیارش اقتصادی ،مازیار آل داود، آرش نور آقایی و دوستی با ایشان را برایمان به ارمغان داشت.

در سال ۹۱ به اتفاق دوستان و همکاران خود استاندارد اقامتگاه بومگردی را به سازمان میراث فرهنگی  و کمیته ملی طبیعت گردی با مدیریت مهندس فیاضی ارائه نمودیم که نشست های مختلفی با اساتید فن در تهران برگزار گردید و در سال ۹۲ بصورت بخش نامه به کل کشور ابلاغ گردید. و اقامتگاههای بوم گردی در مصوبه دولت به عنوان واحد اقامتی در میراث فرهنگی شناخته شد.

حضور در جشنواره ها و همایش مختلف جوائزی را در سطح ملی به همراه داشت . کسب جائزه نخست کشوری در بخش اکوتوریسم در جشنواره عشایر  سال ۹۱ و انتخاب کلبه آقامیر به عنوان اقامتگاه برتر کشوری در سال ۹۵  از مطرح ترین این جوائز می باشد.

مطالعه و پژوهش بر روی خوراک های تاریخی ، بومی ، عشایری و محلی وتاکید  بر گردشگری خوراک و ایجاد برندی در این نوع  گردشگری  به پشتوانه تولیدات ارگانیک  ودست بافت های روستائی ، شهری و عشایری  انجام  سایر فعالیت ها ما را بر آن داشت تا با راه اندازی خانه بامداد در ۲۰۰ متری آرامگاه کورش فرصت اشتغالزایی را برای جوامع محلی فراهم کنیم.

ایده کمپین خرسی و تولیدات دست بافت های آن و ایجاد فرصت های شغلی متنوع در جوامع محلیو عشایری  به معرفی ۱۶۶ هزار هکتار از مراتع شهرستانهای اقلید ،پاسارگاد و مرودشت به عنوان منطقه شکار ممنوع کوه خرسی انجامید . این کمپین به معرفی فدراسیون کشتی ایران به عنوان حامی خرس قهوه ای پرداخت و مسابقات جهانی کشتی در لاس و گاس در خرداد ماه ۱۳۹۵ با شعار ما “صدای خرس های قهوه ای پاسارگاد هستیم” در جهان طنین انداز گردید.

برگزاری تور های گردشگری عشایر با هدف حفظ محیط زیست و حضور گردشگران در عشایر ضمن پاسداشت تنوع زیستی به احیا ارزشهای بومی و عشایری منطقه پرداخت بطوری که زندگی در سیه چادر ها را که برای همیشه از بین رفته بود را احیا نمود. پوشش و سبک زندگی عشایری که تغییر یافته بود را احیا و حضور گردشگران در مراسم عشایر موجب گردید که مراسمی همچون پشم چینی و عروسیهای عشایر بصورت سنتی و محلی برگزار گردد.

ایده های همچون باغ ایرانی حقوق بشر، فرش سبز یا  گرین کارپت ، صندوق توسعه پایدار عشایر ،کارنوال محیط زیست ،شربت خانه آسید ، خانه بامداد رستوران خوراک های بومی و عشایری  ، بنکوه گردشگری عشایر کرخوس ،دهکده اختر گردشگری و تیمچه صنایع دستی دستافرید  که مقدمات انجام آنها صورت گرفته طرح ها با محوریت گردشگریست در شهر پاسارگاد می باشد.

مهم آنکه ایده های مطرح شده با هدف توسعه پایدار با تکیه بر فرهنگ و احیاء ارزشهای بومی و حفظ محیط زیست انجام می گیرد.و با شعار توانمند سازی زنان برای پاسداشت زمین” پیوند خورده است .

 پس از سه دهه فعالیت مستمر در حوزه فرهنگ و تاریخ امیدوارم “دین هندوانه ای” از گرده ام پایین آمده باشد.دیگر سالهاست سنگینش را حس نمی کنم . ولی هر بامداد سنگینی نگاهی در  پس پرده های آویزان اتوبوس با لب خندی که به ریشخند  نزدیک می شود در گستره نگاهم گم می شود.

 

فارس ادیب پرور

بنام خداوند مهر آفرین
((یکی مرد ز اخلاق و کردار نیکو سَرشت
به از صد ادیب سخندان مَنبَر سَرشت ))


سفر به اعماق تاریخ فارس و کنکاش در احوال نیاکان ، به یک ماهیت آشکار پی می بریم که امروزه از نظر جامعه شناختی چالشی بزرگ در انجام "امور" بویژه در پهنه" گردشگری "می باشد. در دیار فرهیختگان و فرزانگان سخنوری که "حضرت حافظ" همچون شاه بازی، بر بلندای آسمانش بال گسترده ، بیشمارند رهپویان فرزانه ی دانشمندی که "آوازه ی ملی "و جهانیشان ،طی طریق کرده عالَم را در نوردیده است .اما این دیار ادیب پَروَر از ابتدا تا به امروز تعدادی انگشت شمار" مَرد عَمَل" داشته است .ما مردمانی هستیم که پیرامون یک موضوع یک ساعت خرد ورزی و تعمق نموده ، ساعتها زبان از نیام بیرون کشیده سخنوری و دیوانها به رشته تحریر در می آوریم .
از زمان کیومرث شاه پیشدادی تا زایش کورش بزرگ هزاران سال سپری می شود و مردی بر تارک امپراتوری ایران می درخشد . تمدن را بنیان گذاشته فرهنگ را در رگ های تاریخ بشریت جاری می سازد . هزار و اندی سال بعد از تخمه "ساسان" مردی از تبار کورش آستین همت بالا زده مسیر تاریخ را دگرگون می نماید. پس از ششصد سال و اندی از حمله اعراب به ایران، بزرگی از جنس گردشگران بار سفر بسته تا پخته کند خامی ، هزاران کیلومتر را می نوردد. ساعتها ، روزها و سالها در احوال مردم سراسر گیتی کنکاش نموده تا دفتری به یادگار بماند "سعدی " بوستانِ گلستانش را می آفریند. قرنها بعد مردی قد برافراشته وکیل الرعایای مردم می گردد.و کریم خان باقی می ماند.
این دیار کهن ، ادیب ،سخنور و فرزانه کم نداشته و ندارد لذا امروز گردشگری "مرد عمل "می خواهد و بس .
سالها پیش قبل از اینکه در گستره ملی و جهانی آوازه ای به کلبه آقامیر داده باشیم ، با ایده پردازی و خلاقیت تن پوشی به رفتار ،کردار و گفتار خود با هدف توسعه پایدار دادیم.در راستای برنامه ریزی های بلند مدت شعاری برگرفته از سخنان بزرگان ساخته و پرداخته نمودیم . پس از سالها تلاش و کوشش همراه با کسب دانش ، راز موفقیت کلبه آقامیر را باور به این شعار می دانیم.
((آنجایی که همه مثل هم فکر می کنند، هیچ کسی خیلی فکر نمی کند ما جهانی فکر کرده بومی "عمل" می نمائیم))
ما مرد عمل بودیم و بس
با تکیه بر دانش و تجربیات افراد خبره با دانش کافی می توان به اهداف بلند مدت در حوزه گردشگری و محیط زیست دست یافت.
طرح جامع گردشگری فارس سالها پیش حول محور اماکن و جاذبه های فرهنگی و تاریخی فارس تهیه گردیده است . واکاوی و بازنگری آن ضرورت دارد و این مهم از اهداف بلند مدت و دست یابی به آن زمانبر و نیازمند صرف هزینه های کلان می باشد.که پرداختن به آن، ساعتها نشست تخصصی آگاهان و اساتید فن را لازم دارد.
بررسی و شواهد موجود گردشگری کشور نشان می دهد استان "اصفهان " بویژه شهر" کاشان "جایگاه برتری نسبت به سایر استانهای رقیب دارد چرایی آن را در چند سطر بیان می نمایم.
سالها پیش فعالین حوزه گردشگری شهر کاشان، از عدم جذب گردشگر با توجه به پتانسیلها و ظرفیت های شهر خود دل آزرده بوده و مسئولان استان اصفهان متهم اصلی این سناریو بشمار می آمدند.بنابراین با همکاری آرش نورآقایی رئیس کانون راهنمایان ایران "انجمن صنفی راهنمایان کاشان "تشکیل و مسیر های گردشگری حول شهر کاشان مشخص گردید.با دعوت از تور اپراتورها و آژانسهای گردشگری تهران و بهره بردن از ایده و نظریات خلاقین داخلی شهرستان و سراسر کشور "بسته های گردشگری" کاشان مهیا و به گردشگر فروخته شد .
نکته مهم:
((امروزه سفر به کاشان به تنهایی و مستقل از اصفهان انجام می گیرد و "بسته های سفر "یا پکیج های گردشگری کاشان در بازار جهانی رونق بسزایی دارد.چگونگی دست یابی به این مهم و ضرورت پرداختن به آن در اتاق فکر گردشگری فارس نیازمند تشکیل کمیته راهبردی و استفاده از افراد خبره و کارآزموده می باشد که در این زمینه استخوان خرد کرده باشند.))
آژانسهای همچون پارس مسافر شیراز با مدیریت مهندس مسعود نعمت الهی ،همافران ،گشت تور و .... با همکاری تور اپراتور هایی همچون مهندس آرش صادق زاده در کنارایده پردازان بومی و استفاده از راهنمایان خبره و کار آزموده ای مانند خانم دکتر توانا که به شاگردی اساتیدی مثل حکمت نیا ، یزدانی ، و همتی افتخار کرده در کنار طراح سایتی چون مهندس لیلا کارگر و مدیران تبلیغاتی همچون مهندس عفیفی پور و با استفاده از تجربیات آموزشی خانم کریمی و ترجمان گفت مان گردشگری فارس به قلم فرسائی های خانم مهندس اعظم زارع بصورت "فردی "و" جداگانه" مسیر های گردشگری را بر اساس نیازمندیهای خود مشخص و بسته های سفر را به گردشگران و مخاطبان خود می فروشند .

ولیکن پتانسیل و ظرفیت گردشگری فارس دو چندان می باشد. و بهره بردن از تجربیات این اشخاص لازم و ضروریست .

 

شیراز را حیات خلوت اعراب نکنیم

به بهانه گردشگری  مذهبی ، حلال  و سلامت "شیراز "را حیات خلوت" اعراب " نکنیم

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا

کمی تامل در میانگین ماندگاری توریست در ایران و خواستگاه گردشگر خارجی متوجه می گردیم میزان ایستایی گردشگر در ایران 15 روز بیشتر نمی باشد . با بررسی اهداف گردشگر خارجی، مقاصد و اهداف نخستین سفر مشخص  می گردد.

استانهای  تهران ، یزد ، اصفهان ، فارس و کرمان  مسیر اصلی سفر به ایران را تعیین می نمایند. بطور میانگین ماندگاری گردشگر در استانهای مذکور 2 الی سه روز در نظر گرفته می شود .

سهم استان فارس برای گردشگر خارجی بیش از 3 روز نخواهد بود . محور هخامنشی یک روز  و شیراز گردی یک روز دیگر سفر او را شامل می گردد . یک روز باقی مانده به بازدید از مناطق دیگر استان یا استراحت قبل و آخر سفر تعلق می گیرد.

سازمان جهانی جهانگردی :گردشگری حلال یا Halal" tourism" را محصول جدیدی از صنعت گردشگری دانسته که برنامه های تفریحی و گردشگری ویژه ای را برای مسلمانان تدارک می بیند. به این معنا که مسلمانان از هر کشوری که باشند مایلند در برنامه های تفریحی و سفرهای خود به آداب شرعی عمل کنند. به عنوان مثال از خوراک  حلال رستورانها استفاده کرده و یا در هتل هایی که مشروبات الکلی سرو نمی کنند اقامت کنند. همچنین برای زنان و مردان استخرهای شنای جداگانه در نظر گرفته و در طول سفر اوقات شرعی اعلام و برای آن برنامه ریزی می شود. ضمن آنکه بیشتر این گردشگران مسلمان مایلند در برنامه سفر خود بازدید از اماکن مذهبی نیز وجود داشته باشد. 

تلاش کشورها برای اجرای طرح گردشگری حلال 

به همین منظور کشورهایی مانند مالزی و ترکیه که در ورود انواع گردشگر به خصوص گردشگران مذهبی یا مسلمان پیشرو هستند، ترتیبی اتخاذ کرده اند تا با جذب گردشگران مسلمان، این بخش از صنعت گردشگری کشور خود یعنی گردشگری حلال را نیز رونق دهند به همین دلیل در کنار انواع "فرصتهایی "که برای جذب توریسم داخلی تدارک دیده اند امکاناتی را نیز برای استفاده گردشگران مسلمان فراهم کرده اند.

 رونق گردشگری حلال در ایران نمی تواند منطقی باشد چون ایرانیان اصول حلال را در همه جای کشور رعایت می کنند و یکی از معدود کشورهای مسلمانی هستیم که به طور رسمی رفتارها و سرو خوراک های  غیرمتعارف نداریم و اصول حلال در ایران به صورت طبیعی رعایت می گردد. از سوی دیگر گردشگران وارد هر کشوری که می شوند به فرهنگ آن کشور احترام می گذارند بنابراین گردشگران خارجی هم با فرهنگ ما هم گام می شوند و همانطور که ما در رستورانهایمان از گوشت حرام استفاده نمی کنیم آنها نیز همین کار را می کنند. و در فضاهای عمومی آگاهانه حجاب را رعایت  و به قوانین شرعی ما احترام می گذارند.

 

گردشگری مذهبی و حلال که این روزها از تریبون های مختلف و در گفتار مسئولین رواج یافته جای بسی تامل دارد.

موقعیت وجایگاه  اماکن مذهبی و تعدد آن را  در استان فارس باید با واقعیت های فرهنگی و تاریخی آن یکجا بررسی  نمود ،خواستگاه و جایگاه گردشگر را در نظر گرفت .صرف هزینه و اعتبار برای رونق این نوع از گردشگری  و ایجاد بستری برای رونق آن بویژه جذب" مسلمانان "کشورهای عربی که ید طولانی به جنس "غیر مذکر" دارند را نباید از نظر دور داشت .

فقر ،عدم آگاهی عمومی ، نوکیسه گی فرهنگی   ، بالا رفتن سن ازدواج و از همه مهمتر  پر کشیدن به آنسوی مرزها تبی فراگیر در بین ماه رویان شیرازی است که یکی از راه های "مال اندوزی های" یک شبه را سوار بر اسب سپید آرزوهای مردی از "جنس عرب" می دانند که چند صباحی به "ضیافت" خوان ما آمده اند.

 به خال هندوی ترک شیرازی یه وقتی نبخشیم سمرقند و بخارا را

پی نوشت:

مهمان به مفهوم مه "بزرگ " مان "ماندنی"  یعنی بزرگ ماندنی

آقامیر

فعال محیط زیست وکارشناس مدیریت گردشگری

9 تیرماه 1395 خورشیدی

WWW.Aghamir.ir

 

 

پیشینه بوم گردی در ایران

پیشینه بوم گردی : فعالیت های بوم گردی در ایران ابتدا در سالهای نخستین انقلاب توسط اکبر مشکات از هنرمندان بنام با ایجاد پاتوقی برای گرد همایی هنرمندان بنیان گذاشته شد. اکبر مشکات که فیلم هامون بر اساس زندگی ایشان تولید گردید با ایجاد فضای بومی و سنتی به گردهمایی هنرمندان سر شناس اقدام نمود. سالها بعد کیارش اقتصادی کارمند و باستان شناس سازمان میراث فرهنگی و از شاگردان اکبر مشکات با مرمت روستای میمند کرمان رسما فعالیت های بومگردی را آغاز نمود. مرمت "خانه نقلی" در کاشان توسط کیارش اقتصادی و سپس واگذاری آن به اکبر رضوانیان ، مرمت "قلعه آتشونی "در روستای گرمه توسط مازیار آل داود ، همزمان فعالیت های "خانه گلی" در چلاسر توسط فرزین ملکی ، فعالیت های "کلبه آقامیر" در پاسارگاد توسط آقامیر میری ،"بارانداز طباطبائی "توسط سید هاشم طباطبایی در روستای مصر وفرحزاد ،"پاسگان "سعید ابراهیمی در قم ، "نور خونه" منیر تقدیسی در سمنان ،"ترگل انوری نژاد" در شمال کشور ،حمید غنی در عشایر قشقائی اعضای خوشه سار و هسته مرکزی اقامتگاههای بوم گردی در سال 1388 شکل گرفت . توسعه پایدار ، احیا ارزشهای بومی و حفظ محیط زیست و فعالیت حول محور فرهنگ و هنر اساس و بنیان فعالیت خوشه سار می باشد.با سپاس از وحید دزفولی 

تجربیات این گروه توسط اشکان بروج استاندارد سازی شد ایده پردازیهای آرش نور آقایی با همکاری و مساعدت کمیته ملی طبیعت گردی و پیگیری های پورنگ پور حسینی سرفصل جدیدی از استاندارد اقامتی به فضاهای اقامتی کشور بنام اقامتگاه بوم گردی اضافه گردید و مصوبه دولت در سال 92 رسماً اقامتگاه بوم گردی فضای برای مهمان پذیری از گردشگران اختصاص یافت .

تعریف اقامتگاه بوم گردی: خانه های که در فضاهای شهری ، روستائی و عشایری با معماری سنتی با مصالح بومی مرمت و یا ایجاد می گردد. فعالیت این اقامتگاه ها بر محور فرهنگ با هدف احیاء ارزشهای بومی و حفظ محیط زیست بر دو رکن ایجاد اشتغال برای جوامع محلی و صیانت از تنوع زیستی انجام می گیرد. اهداف بوم گردی احیا ارزش های بومی حفظ محیط زیست ایجاد اشتغال احیا فرهنگ بومی توسعه و ترویج صنعت گردشگری

آتش سوزی  خرسی در یک نگاه کوتاه:

آتش سوزی خرسی در یک نگاه کوتاه: پایان هفته گذشته جهنمی از آتش پاسارگاد را فرا گرفت . بر آن شده تا نگاهی گذرا بر دلایل داشته باشم.علی رغم عدم همکاری مسئولان استانی و کشوری در ساعات نخستین بویژه روز چهارشنبه بیشتر دلایل به تصمیمات و وظایف افراد حاضر در منطقه ارتباط مستقیمی دارد. 1-کمبود افراد حرفه ای و آموزش دیده محلی • روز چهارشنبه پس از آغاز آتش سوزی نیروی های محلی و بومی کار آزموده که سالهای پیش اقدام به مهار آتش می کردند بسیار اندک بودند. وآن تعداد کم نیز تا پاسی از نیمه های شب با کمک کارمندان منابع طبیعی اقدام به خاموش کردن آتش کرده و همگی روز پنجشنبه بدلیل خستگی بیش از حد بکلی ناکار آمد شدند. • افراد محلی کاربلد آموزش دیده یا حضور نداشتند یا خود را خسته و کوفته کردند که در روز دوم بکلی از گردونه تاثیر گذاری خارج شدند. 2-عدم وجود مدیر کاربلد : • تغییرات مدیریتی سال گذشته موجب گردید بدنه تصمیم گیری کمیته بحران شهرستان را مدیرانی تشکیل دهند که تجربه کافی در مهار آتش نداشتند و عدم آشنایی آنان به قوانین مدیریت بحران وعدم آشنایی شرایط جغرافیایی و اقلیمی موجب گردید از افراد خبره و ماهر کمتر در مدیریت بحران استفاده نمایند و کاربلدان آگاه و با تجربه بیشتر بصورت شخصی اقدام به مهار آتش می نمودند. کاربلدان که می بایست مدیریت تیم های مهار آتش را برعهده بگیرند بیشتر اقدام به مهار آتش به تنهایی کرده و خستگی بیش از حد آنها را ناکار آمد نمود. • روز پنجشنبه نیرو های زیادی از سراسر استان در منطقه حضور داشتند .که عدم وجود بلد محلی و عدم وجود سرتیم های خبره مهار آتش مردم سرگردان و حیران بصورت گروهی یا فردی کاملا ناکار آمد به مناطق آتش گرفته اعزام می شدند که هیچ کس واژه مهار آتش را بلد نبود و همگی بدنبال خاموش کردن آتش سوزی بودند . • همانجور که پیش بینی می گردید و تاکید مکرر می شد پس از خاموش شدن آتش در نزدیکای ظهر پنجشنبه و امیدوار شدن مسئولان و مردم مناطقی که روز و شب قبل بکلی خاموش شده بودند . بدلیل عدم مهار آتش سوزی بیک باره به جهنمی از آتش در منطقه چاه داری تبدیل و آتش سوزی تا ظهر جمعه ادامه یافت . 3-کمبود امکانات و تجهیزات : • تشکیل کمیته مدیریت بحران و تیم واکنش سریع سال پیش پس از آتش سوزی منطقه پیازی در دستور کار انجام گرفت که متاسفانه بدلایلی این کمیته بحران و تیم تشکیل نیافت . بسیاری از شرکت کنندگان هزینه های هنگفتی برای خرید کنسرو و آب معدنی کرده ولیکن فارغ از خرید یک بیل ساده .حضور فیزیکی مردم بدون تجهیزات نخستین همچون کفش و لباس مناسب ، کوله پشتی ،آتش کوب یا بیل ، عملا حضور ناکارآمد ایشان موجب گردید امکانات و تجهیزات کم موجود صرف حمل و نقل افرادی گردد که عملا بدون تاثیر بودند. وجود افراد کت و شلواری بوفور به چشم می خورد حتی در عکسهای سلفی نیز مشاهده می گردند. 4- اقدام دیرهنگام استفاده از تجهیزات و امکانات نیروهای نظامی • حضور تیپ 55 هوابرد با تجهیزات کامل در منطقه ظهر پنجشنبه کاملا مشهود بود ولیکن انتقال تعداد 7 نفر از ایشان با بالگرد هلال احمر در ظهر انجام گرفت و مابقی بصورت گروهی فقط و فقط به یک منطقه در خرسی اعزام گردیدند .که پیاده روی طولانی و خستگی ناشی از این پیاده روی در روز نخست ایشان را نا کار آمد نمود و تنها صبح جمعه تازه نفس با حضور بالگردهای نظامی به منطقه آتش گرفته تنگ خشک اعزام شدند که تا ظهر آتش سوزی مهار گردید. • سایر نیرو ها به دلیل عدم ساماندهی کافی و نبود بلد محلی خبره و کار آزموده در قالب تصمیمات فردی اقدام به خاموش کردن آتش نمودند. • استفاده از نیروی های علاقمند که از سایر شهرها آمده بودند. نداشتن سر تیم مجرب و عدم آشنایی به منطقه موجب گردید نا کار آمد گردند. گستردگی آتش و سرعت زیاد باد نیز ایشان را خسته و درمانده نمود .از ایشان می بایست به عنوان نیروی تازه نفس در کنار افراد محلی استفاده می گردید. 5-شرایط اقلیمی مناسب برای پیشرفت آتش سوزی • آتش سوزی های سالهای فبل در منطقه و رویش گیاهان یک ساله ، خشکیدگی درختان بنه و بادام ،ارژن و کیکم بدلیل خشکسالی های اخیر رویش گیاهان مهاجم یک ساله بدلیل بارش های بهاره و عدم وجود گله های گوسفند در ارتفاعات موجب گردید که شرایط اقلیمی برای آتش سوزی مهیب فراهم گردد. • گرمای هوا و وجود درختان بنه پر از سقز و اشتعال آور بودن این مواد بستر مناسبی برای آتش سوزی • وزیدن باد شدید در ارتفاعات در هنگام آتش سوزی در ساعات نخستین 6-دخالت ارگانها و ادارات غیر مرتبط . • وجودمدیران و پرسنل ادارات و ارگانهای مختلف که همگی ادعای خاموش کردن آتش داشتند و هیچ یک بقولی در خاموش کردن بوته ای در چهارشنبه سوری هم تجربه نداشتند موجب گردید که تصمیم گیری واحدی وجود نداشته باشد.و هر کس ساز خود را می نواخت بطوری که شخصا شاهد تصمیمات غلطی در مدیریت بحران بودم .و یکی از دلایل گستردگی اتش در ظهر پنجشنبه با توجه به خاموش شدن نسبی آتش ،تشدد تصمیم گیری همین مسئولان ناکار آمد پر مدعا بود. • این آتش سوزی مانوری برای به رخ کشیدن امکانات و تجهیزات و بسیج نیرو در انظار عمومی بود تا اقدامی برای مهار آتش در خرسی آقامیر 23 خرداد 95

نامه به مسئولان

بنام خداوند پیروز گر

خدمت مسئولان بویژه فرماندار گرانقدر ، دادستان و نیروی های امنیتی و ریاست اداره اماکن سروان رضائی نیک

درود و سپاس

همچنان که آگاهی دارید کهن دیار پر برکت "کمین "و شهرستان پاسارگاد را "قلب تپنده "گردشگری ایران نامیده  بیش از 80 درصد این گردشگران از این مسیر عبور می نمایند. از اینکه ما آگاهی چندانی برای جذب این دلارهای باد آورده نداشته و نداریم هیچ شکی نیست وخود بهتر می دانید  سهم ناچیزی از این مهم بواسطه فعالیت های "کلبه آقامیر" نصیب می شود  . و بستر بوجود آمده توسط این مجموعه و نهال کاشته شده در صورت عدم مدیریت درست  خشکانده خواهد شد.

**پنجشنبه حوالی پسین تعدادی از مهمانان این مجموعه جهت کوچه باغ گردی راهی کوچه باغهای روبروی شاهزاده حسین شده پس از دیدار از باغ قوام وارد کوچه باغ می شوند . در همان ابتدای ورود در حال عکاسی تعدادی از همشهریانم با سر کشیدن ملافه سفید  ادای جن و پری در آورده ایشان را می ترسانند .و ترس ناشی از این رفتار ایشان را دچار شوک نمود،خاطره ای بد در اذهانشان به جای گذاشت. پس زلزله های ناشی از این رفتار و کردار بزودی دامنگیر شهر شده و ما به عنوان فعال این حوزه بیشتراین آسیب را خواهیم دید.**

این عمل" شنیع "و "ناپسندیده "در این دیار تمدن ساز زیر گوش و چشم شما ها بسیار نکوهیده است . البته برای دستگاههای تحت امر شما دستیابی به این افراد کار ساده ای می باشد.

 چنین رفتاری از "جوامع محلی "در مناطقی که جاذبه گردشگری چندانی نداشته، تمدن ساز بودن آن در گستره جهانی بر پیشانیش حک نشده و حضور مهمانان امری باور نکردنیست  برای "فعالین و آگاهان "این حوزه دردناک نیست.

مهم آن است در منطقه ای که پیشینه کهنی در جذب توریست دارد و حضور ایشان سالهاست در این منطقه رواج داشته و بقولی چشم ها به" دیدن توریست" عادت دارد این رفتار های بسیار "پلشت وپلید" می بایست توسط شما ها مدیریت گردد تا شاهد اعمال و رفتارهای بدتر از آن نباشیم.

من که خود رنجی ندارم در جهان

میکشم بر دوش رنج دیگران

 

تا درودی دیگر بدرود

آقامیر

بامداد شنبه 11 اردیبشهت 95

 

 

وقتی فرهنگ صاحب نداره

بنام خداوند مهر آفرین مهر گستر

"در این دیار فرهنگ صاحب ندارد"

چندی پیش به اتفاق مریم همسرم و آریامهر پسرم از شیراز راهی سرزمین تمدن ساز آباء و اجدادیم ، کهن مهد کمین و دیار کورش بزرگ شدیم .بصورت اتفاقی با دبیر بازنشسته آموزش و پرورش و معلم سالهای دورم فرهیخته گرانقدر "حسین شفیعی "هم کلام شدم.

سخن به درازا کشید و خاطرات دبیرستان در دهه هفتاد زنده شد. دلمشغولی های فرهنگی وتاریخی این استاد کهنه کار در جمله ای خلاصه گردید در این دیار "فرهنگ صاحب ندارد" این جمله بن مایه ای برای نوشتن این مقاله گردید.

با واکاوی تاریخ این دیار تمدن ساز و بررسی مطالعات باستان شناسی تپه های قصردشت و رحمت آباد ، تنگ بلاغی و تنگ کمین و مشاهدات اقلیمی به پیشینه کهن این دیار بر می خوریم . هفت هزار سال فرهنگ و تمدن در کنار تاریخ اسطوره ای و پیشدادی زیر خروارها خاک آرمیده .

تنگ "پیر چوپان" که به غلط این روزها تنگ الله اکبر نامیده می شود در کنار تنگه" شاه مردان" و غارهای پیش از تاریخ آن در کنار غارهای بلاغی و کمین نشان از دیرینگی  انسان دارد.  دوره تاریخی ایلامی و پیش از آن در  واژه کمین و کمین نوش  در کنار باور های میترایی که امروزه رنگی دگر به خود گرفته در تقدس سلطان کرم ،علمداری و تنگ شاه مردان بوضوح دیده می شود مراسم و آئین دیگ جوشان که به فراموشی سپرده شده زیر درختان چنار تنومند منطقه گواهان  بی چون چرای دوره های تاریخی منطقه و نشان از رد و پای فرهنگ دیر پای آن دارد.محلات پا چنار،انگبین ،شیخ اولیاء، کوه سبز ، بوکان ، نایگرد و چاه سرخی قلعه باغهای دوره با شکوه هخامنشیست.

کهن فرهنگی که" هرودت" با دروغ پردازی های خود آن را در واژه "پاسارگاد" خلاصه و  پساکادریش ایلامی با قدمتی چند هزار ساله فرهنگی را پس تاریخ  2500 ساله و واژه  پاسارگاد پنهان نمود.

امروزه کمتر کسی بیاد دارد کورش بزرگ و مرد تمدن ساز پارسی مستند بر میراث نیاکان خویش و متکی بر فرهنگ اقوام مختلف "نخستین امپراتوری "تاریخ جهان را بنیان و در ملک آباء و اجدادی و در خانه پدری خویش آرمیده و باغ ایرانی را به عنوان میراث دار نیاکان خود در کاخ شاهیش بیادگار گذاشت.

عده ای به غلط تاریخ و فرهنگ  این کهن دیار  را در عدد 2500 سال خلاصه نموده و به چرندیات هردوت این دروغ پرداز تاریخ دل خوش نموده اند.و بدتر از آن عده ای معلوم الحال پیشینه این منطقه را به در دوره اسلامی خلاصه نموده و به خیال بافی مشغولند.

و از همه بدتر عده ای مجهول الهویه "تاریخ و تمدن" این منطقه را به دوره معاصر پیوند زده ، مهدی قلی قوامی را که تا چندی پیش مالک منطقه به حساب می آمد ، بانی این دیار می دانند.

سالهاست که  فرهنگ قربانی تنگ نظری و حسادت همراه با حماقت عده ای در این دیار اساطیری شده است.

در این که این سرزمین نخستین  امپراتوری تاریخ جهان را با خود یدک می کشد و نشانه هایی از  انسان غار نشین و آیین میترایی را بر تارک طبیعت و واژه کمین پیوند زده و به استناد کاوشهای انجام گرفته  مدنیت و فرهنگ چند هزار ساله را در دل خاک خویش پنهان داشته، هیچ شکی نیست.

 واکاوی دوره معاصر دِینی است که بر گرده ام سنگینی می کند.به عنوان فردی که 30 سال عمر خویش را در وادی فرهنگ صرف نموده ، در کنار  پیشینه کیال داری و معتمد بودن نیاکانم که در بهترین نحو در واژه  آقامیر و آمیر به عاریت گرفته شده مستند بر گفته های پدر پیرم و همنشینی و هم زبانی با سالخوردگان دوره فرهنگی معاصر را برای درج در تاریخ از سینه بدر کرده و به عنوان دلونشته منتشر می نمایم.

مهدی قلی  داماد خانواده قوامی پس از بازگشت و تحصیل در دیار فرنگ سودای مدرنیته در سر می گذراند. بخت با آن یار نموده و به عنوان داماد خانواده قوام بزرگ مدیریت کهن دیار کمین را بر عهده گرفت .

در گام نخست هم ریش یا باجناقش و بهتر است بگویم شریک ملک و املاکش نخستین مخالف او دارائیهایش را به ربیع زاده یهودی  فروخت و مشارکت با مهدی قلی قوامی را بر نتافت.

مرگ آخرین بازمانده ابرهیم خان قوام قدرت قوام کوچک را در منطقه دو چندان نمود. عزل کیال داران و معتمدین موروثی منطقه و بازنشسته کردن کدخدایان استخوان دار با پیشینه در دیار کمین با تغییر نام منطقه همراه گردید. واژه سعادت و سعادت آباد جایگزین کهن واژه کمین و کلیدک گردید.و بعد ها با تاسیس شهرداری سعادتشهر بر تل کوه سبز پیشینه کهن این منطقه را در لایه ای از ابهام فرو برد.

این دیار  پر "رزق و روزی" که در باغ و بستان هایش ،در چراگاهها و کبک و دراجش تن پوش "برکت "خلاصه می گردید به یک باره سعادت را بر پیشانی خود دید و قوام کوچک مدیریت سعادت شهر را برعهده گرفت .و واژه هایی ازدل این تفکر همچون علی آباد، اکبر آباد ، حسن آباد ، کرم آباد و غیره بر سر زبان ها جاری گشت.

هم دلی،معرفت و مرام با خانه نشینی کیال داران معتمد و کدخدایان با نفوذ از گفتمان و عملکرد مردم خارج و بجای آن حسادت ، تنگ نظری ، دشمنی ، جنگ و جدال بر اداب اجتماعی  این منطقه جاری گشت .

دریوزگان و  جاهلان پر مدعا بر مسند مشاوره قوام تکیه زده بر گرده خر مراد چهار نعل بر نعش فرهنگ تاختند . خانواده های سالوس و چرب زبان ،دستمال تزویر و ریا و پاچه خواری بدست گرفته به پشتوانه دریوزگان  کاسه لیسی را پیشه نموده بر کلاه خویش پشمی زدند.

جنگ و جدال بین خانواده های قدیمی و تاثیر گذار از یک طرف اختلاف و فرافکنی میدان را برای افسار گسیختگان فرهنگی باز گذاشت و سالوسیان  به مدد کاسه لیسی خود آبی به رگ و پی دوانیده چماق دار دلواپس ،نوکیسه شدند.

پس از انقلاب اینان  که سالهای نخستین  در لاک خاموشی سر فرو برده بودند.و  بر سیاست های قوام کوچک خویش دلخوش پس از سیل 65 و تخریب کاخ آمالهای قوام به یکباره  علم دلواپسیشان را برافراشته ، رنگی دگر به آن زدند.

بلبشوهای آن سالها با مهاجرت و تحصیل نسل دوم کیالداران و معتمدین محلی اصل نصب دار با ریشه همراه بود . کناره گیری ایشان از پست های اداری و عزلت نشینی پیران خرد ورز این قوم با میدان داری دلواپسان چماق دار که شمشیر های جهالت و حماقت خویش را از نیام بر کشیده همراه بود .ایشان  آوای دل مادران  زجر کشیده نخبگان و دگر اندیشان رد صلاحیت شده را  پیشه و توشه آخرت خود نمودند.

بسیار، بسیار از جوانان خرد ورز و اندیشمند قربانی جهالت و نادانی دلواپسان چماق دار شدند.در نبود رجال نامدار و خرد ورز ،جامه معتمدین محلی به تن کرده به پشتوانه چاپلوسی و کاسه لیسی خود که یواش یواش این میراث را در بین فرزندان خویش نیز نهادینه نموده بودند . به مقام و منصب های خردی برای خود و فرزندان اکتفاء نمودند.

به پشتوانه کوره سواد فرزندان " میرزو بنویسی" را پیشه کرده طومار بدست برای چپاندن فرزندان خویش در ادارات مختلف گوی سبقت از رقیبان ربودند.

هشت سال مدیریت دولت مهر ورز از ایشان ،دلواپسان ،عربده کش میرزوبنویس ساخت که مهندسی  انتخابات شورای شهر  در سال نودو دو را  افتخار خود می دانند.

فرهنگ و تمدن این کهن دیار بازیچه لهو و لعب وثروت اندوزی این نوکیسه گان  گردیده هر از چند گاهی روشنفکران و الگوهای جامعه را تن پوشی دگر کرده آماج انواع اتهامات قرار می دهند . ایشان تشت رسوایی خویش را بر حیات جامعه انداخته تا تاریخ درباره سرنوشت شومشان قضاوت نماید.

چندیست اینجانب  به دیوار اصل و تبارم تکیه زده ، سرمست از موفقیت های جهانی و ملی ، به تاریک خانه اشباحشان نوری افکنده تا کفتار پلنگ نمایشان بر همشهریانم  آشکار گردد. تا قسمتی از آلام های چند ساله گذشته مرهم گردد. و همچنین این لاشخوران دلواپس عربده کش را از جنازه فرهنگ و تمدن آباء اجدادیم  دور نمایم. تا نکند فرهیخته ای از این کهن دیار کمین قربانی جهل ، حماقت، تنگ نظری این دلواپسان عربده کش نوکیسه گردد.

 

یادم آمد که بگویم

سه دروازه دارد ستخر گزین

جلو در ، جلودار یکی در کمین

آقامیر 23 فروردین 95 خرشیدی

 

 

 

گردشگری خوراک های محلی در پاسارگاد

کلبه آقامیر با پژوهش بر روی خوراک های بومی و محلی و تولید محصولات باغی و کشاورزی بصورت سبز و ارگانیک بدون استفاده از سموم و کود شیمیایی با برند گردشگری خوراک بومی و ارگانیک در سطح جهان و ایران شناخته می شود.

احیا خوراکهای هخامنشی همچون آب بنه ، آش الوک و دمپخت از ویژگی های این اقامتگاه می باشد. مستند بر نظریات گردشگران خارجی کلبه آقامیر را خانه ارگانیک ایران می دانند.سایت سازمان جهانی گردشگری   unwto   کلبه آقامیر را جز چهار روایت ایرانی خود قرار داده است.

http://www.chtn.ir/Default.aspx?tabid=84&articleType=ArticleView&articleId=101771

 

ناشتایی(صبحانه) محلی و ارگانیک :

***نان تنک (نان تیری)،پنیرپوستی  و گردو،خوراک های کلبه آقامیر

***کره  گوسفندی ،مربا ، عسل ارگانیک با نان سنگگ

**خامه وشیره انگور همراه با نان محلی

**حلوای ارده با حلوای سین

**شیر  و عسل ارگانیک

*نیمرو با تخم مرغ محلی  

*املت با نان سنگگ

*آش سبزی و دال عدس

 سبزی تازه

 هر وعده ناشتایی شامل سه نوع خوراک می باشد

 نهار :

***دم پخت سیرموکی

***قنبر پلو

***گوهر پلو

***لایی با گوشت گوسفند

***لایی با گوشت مرغ محلی

**کلم پلو با گوشت گوسفند

**شوید پلو با گوشت مرغ محلی

**انواع چلو خورش

کشک بادمجان همراه با دو پیازه آلو سرو می گردد

دسر : سالاد شیرازی ،سالاد فصل،رب انار ،ترشی ، دوغ   ، عرقیات ،سبزی

((دمپخت سیرموکی ـ آب بنه در کنار دو پیازه آلو برند کلبه آقامیر))

نهار ویژه کلبه آقامیر:

پیش خوراک :آش الوک ،دوپیازه آلو با کشک بادمجان  همراه با سبزی

خوراک اصلی:دم پخت سیرموکی

دسر:ماست و خیار ،ماست اسفناج  ،ماست و کلوس ،ترشی بنه و رب انار

نوشیدنی : دوغ و آب

نان تیری

میان وعده:

آجیل هفت مغز(گردو-بادام-فندق-انجیر-کشمش-پسته)-کنجد-نخود چی-میوه خشک همراه با میوه فصل

شام محلی:

**دیزی

***تاس کباب

**کتلت

***دو پیازه آلو

***آب بنه

***کشک بادمجان

***هلیم بادمجان

*** آش الوک

***آش بنه

شام ویژه کلبه آقامیر:

پیش خوراک: آش بنه، دوپیازه آلو و کشک بادمجان

خوراک اصلی : کوکوسبزی با مغز گردو زرشک

دسر: بورانی بادمجان با سبزی                  

کلیه مواد اولیه (گوشت مرغ ،گوسفند،سبزی  ،محصولات باغی و کشاورزی  بصورت ارگانیک از

محصولات تولیدی این مجموعه می باشد)

 

 

 

کورش ،  بزرگ مردی از قوم پارس

جوابیه سایت طنین پاسارگاد

(امپراطور هخامنشی وصیت نامه نداشته است / کوروش پرستان وصیت نامه جعلی نوشتند)

کورش دوم هخامنشی که آرامگاه آن در شهر پساکادریش (پاسارگاد ) بلوک کمین واقع شده در بزرگ منشی و قانون مداری او به گواه پیامبران دارای کتاب ، اسطوره شناسان و باستان شناسان هیچ شکی نیست . باستان شناسان معتقدند تنها کتیبه ای که به کورش بزرگ متعلق است استوانه منشور حقوق بشر می باشد.

این استوانه لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کورش پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته و تنها کتیبه موجود از کورش بزرگ  می باشد. که نیمی از آن به زبان  بابلی و نیمه پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در معبدمردوک، (خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.

ولیکن آنچه باید دانست و به آن آگاه بود این است که کورش  از دانش و تجربیات نیاکان و اندیشمندان زمان خود برای ایجاد یک امپراتوری   استفاده نمود .همچنان که هنر باغداری را از پدران خویش  به خوبی فرا گرفته و در مقیاس بزرگتر باغ ایرانی را بنا گذاشت (به استناد کاوش های انجام شده در تنگ بلاغی هنر باغداری قبل از به قدرت رسیدن کورش بزرگ در بلوک کمین رواج داشته است).کورش در شکوفایی و هم آویختگی فرهنگ و هنر  زمان خود تلاش بسیار نمود . و در احیاء شهر آباء و اجدادیش از هنر ایلامی، مادی،بابلی و اورارتویی استفاده نموده است.  "قانون "و" قانون مداری" را برای ایجاد یک تمدن در دستور کار خود قرار داد و با مطالعه  پیشینیان ،همچون "حمورابی" پادشاه   بابل دستور نگاشته شدن  منشور  را داد .

قانون حَمورابی که به دستور حمورابی شاه بابل نوشته شد، شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق مدنی و حقوق تجارت است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده از  سنگ های آتشفشانی بازالت می باشد و در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی نوشته شده‌است.

قانون حمورابی نخستین سند شناخته شده‌ای‌ست که در آن یک فرمانروا به اعلان عمومی یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اقدام می‌کند. حمورابی ششمین پادشاه  کشور قدیم بابل است.  این قانون شامل حقوق و روابط افراد با یکدیگر با تکیه بر عوامل مهم اقتصادی در آن دوران است.

قانون حمورابی در اوایل سال ۱۹۰۱ توسط گروه اکتشافی ژاک دو مورگان در شوش، خوزستان توسط ژاکیه از دل خاک بیرون آمد. "شوتروک ناهونته" پادشاه ایلام در سده دوازدهم پیش از میلاد پس از فتح بابل این ستون را از شهر "سیپ پار"به کشور خود آورد. این قانون   هم‌اکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری می‌شود.

در واقع کورش بزرگ از چگونگی قوانین مذکور آگاهی داشته و با بروز کردن آن منشور حقوق بشر خویش را بنا گذاشت . و مدیریت نخستین امپراتوری تاریخ جهان را بر همین مبنا قرار داد تا جائیکه پادشا هان پس از او نیز همچون داریوش بزرگ در گستردن این امپراتوری به همین قوانین استناد نمودند. و بعدها دیوان اداری و نحوه حکومت داری را بنا نهادند .

و ما امروز در این دیار کهن و تمدن ساز میراث دار بزرگانی هستیم که تاریخ و تمدن جهان را دگرگون ساخته و نام نیکی از خود بجای گذاشتند .

آقامیر

 14 فروردین 95

 

ایزد بانوان در فرهنگ و اساطیر ایرانی

ایزد بانوان در فرهنگ و اساطیر ایرانی

«مادر، کهن‌ترين سوژه‌ هنري انسان است.»  در کاوش محوطه‌های پيش از تاريخي ،پيکرک‌هاي گلي يا سنگي با اندام‌هاي تجریدی یا واقع‌گرا بر می خوریم  که با تکیه بر ويژگي‌هاي زنانه ساخته شده‌اند. و این پیکرک ها ایزدبانوی باروري نام گرفته است. پیکرک‌ها را می‌توان نمونه زمینی ايزدبانوي مورد پرستش در منطقه دانست که بیشتر نگاه ‌بان زمين ، آب‌ ،عشق، باروري و حاصل‌خیزي است.

 

در نگاه باستان‌شناسان، علم باستان‌شناسی، در مورد جایگاه زنان، از علم تاریخ راستگوتر است؛ چراکه تاریخ را سراسر مردان نوشته‌اند، اما یک اثر باستانی خاموش است و از هیچ نژاد یا مذهب یا جنسیتی جانب‌داری نمی‌کند. 

در اغلب موارد تاریخ و مذهب ،زنان را به صورت پوشیده‌روی، پرده‌نشین و مکراندیش به تصویر کشیده اند .موجودی که جز زیبایی‌اش کالایی در کف ندارد و آن نیز وام‌دار قضاوت مردان است. در آيين هاي چون يهود و مسيحيت زن به عنوان اولين گناهکار در آغاز آفرينش معرفي مي شود و آمده است که  کليسا زن را با مار و شيطان برابر کرده اند .

 

اسطوره شناسی و اشیاء باستانی، اما سخنی دیگر در دل دارند. به‌گواه این آثار، زن در ابتدای پاگرفتن جوامع بشری، آغازگر معماری، سفال‌گری و بافندگی است که انسان را در جایگاهی فراتر از جانوران قرار می‌داد. در فرهنگ‌های درخشانی چون تپه سراب، شهداد، شهرسوخته و شوش باستان، صنعت و تجارت را زنان بنیان نهاده و رونق می‌بخشند و امروز هم در میان قبایل بدوی، عشایر و روستانشینان، مرد هنوز تنها شکارگری و چوپانی  می کند  و گاه تمام حجم تولید این جوامع (از کشاورزی و دامپروری تا چادربافی و سفال‌گری) را زنان برعهده دارند.

 

بار مفهومي "مادر" مرکزيت  و محوریت را در خانواده ایرانی متبلور می سازد. این نیرو به سبب جايگاه مادري زن در اجتماع به او داده می‌شود؛ چراکه زایش پشتوانه‌ برتری اجتماعی و اقتصادی یک خاندان، پایداری یک تبار و ماندگاری و دوام یک نژاد است.

در کاوشهای باستان شناسی  کاربرد مهره های سنگی و مفرغی در گورها متعلق به زنان است  نه مردان و استفاده از این مهره ها که بعد ها در اقوام مختلف به عنوان زیور آلات بکار برده شده و امروزه جنبه فخر فروشی و مباهات دارد دیر زمانی برای نمایاندن جایگاه اجتماعی‌ زن  به دست یا گردن خویش می‌‌‌آویخته‌اند. از آن‌جایی‌که این مهرها در جامعه عصر مفرغ کاربردهای اداری یا تجاری دارند، می‌توان اندیشید که حکومت و اقتصاد در عهد باستان  را  "بانوان صاحب مهر" در دست داشته‌اند. 

ايزد بانوان  به طرز ديگري در اساطير مطرح هستند نخستین الهه ايران باستان "آناهيتا "(آناهيد ) الهه دختر نماد  باروري ، آب و برکت که در مجسمه ها به شکل زني است که در دستش کوزه يا مشک آبي دارد و آب به زمين ريخته و مظهر باروري و سيرابي است .   الهه مادر "دئنا" الهه همسر يا "آرميتي " را مي توان نام برد .از سوي ديگر از بين شش امشاسپند ،سه امشاسپند زن داريم اسفند یا "سپندارمذ" فرشته حامي زنان "امرداد"يا مر تات (یا به اشتباه مرداد) و "خرداد"يا (هروتات) از امشاسپندان زن  بوده اند که ستايش اين بانوان همگي دليل و نشان شخصيت والاي زن در ادوار باستان بوده است که گاهي به فره ايزدي تبديل گشته و مورد ستايش و تمجيد ايرانيان قديم قرار مي گرفته است .

در دنیای کهن زنان را چگونه می‌پنداشتند؟ و امروزه به زن چگونه می‌نگرند؟ این زن چگونه موجودی است که این همه در در اطراف او گپ و گفت  می‌شود و عقاید و آرای مختلف و متفاوت درباره‌اش ابراز می‌دارند. این موجود در زمانی از ازمنه پست‌ترین موجودات به حساب می‌آمد و زمانی دیگر او را در اوج افتخار بر جایگاه خدایی می‌نشاندند!

نقش اجتماعی زنان در ایران پیش از ورود آریایی‌ها به این فلات وسیع و گسترده در آثار باستانی ثبت شده است. در حدود ده هزار سال پیش از میلاد مسیح، در عصر شکارگری، زنان نگهبان آتش و احتمالاً سازندۀ ابزار بودند. در طول هزاره‌های هشتم و هفتم پیش از میلاد، زنان از چنان نقش‌های متنوعی در امور زندگی برخوردار بودند که جنبۀ الوهیت پیدا کردند و به صورت نماد پرستش درآمدند. در هزارۀ پنجم قبل از میلاد زنان در کارهای سفالگری، کشاورزی و بافندگی فعال بودند. در اواخر هزارۀ دوم قبل از میلاد میوه‌چینی، شیردوشی و دام‌پروری در زمرۀ کار زنان محسوب می‌شد. تا این دوران مادرسالاری پایۀ سازمان اجتماعی بود. در دوران مادرسالاری، شوهران به خانوادۀ زنان ملحق می‌شدند و این زنان بودند که امور خانه و خانواده را اداره می‌کردند و به فعالیت‌های تولیدی سامان می‌دادند.

در بررسی تاریخ دین‌ها و تمدن‌های کهن، شمار کثیری از اساطیر و آیین‌های مذهبی را در ارتباط با زن می‌بینیم. در تفکر مردمان نخستین زن به مثابۀ نمادی از زایندگی و تداوم‌بخش زندگی مطرح بوده است.

طیران مرغ دیدی تو زپای بند و شهوت

به در،آی تا ببینی طیران آدمیت

آقامیر

12 فروردین 95